صداهای مراکش

نویسنده: الیاس کانتی

مترجم: محمود حدادی

ناشر: فرهنگ نشر نو

سال نشر: 1404

تعداد صفحه: 126

کتاب «صداهای مراکش» نوشته‌ی الیاس کانتی، اثری منحصربه‌فرد در ژانر سفرنامه و خاطرات ادبی است که نخستین‌بار در سال ۱۹۶۷ به زبان آلمانی با عنوان «زندگی در مراکش» منتشر شد و ترجمه‌ی انگلیسی آن در سال ۱۹۷۸ در دسترس خوانندگان قرار گرفت. کانتی، نویسنده‌ی بلغاری‌تبار و برنده‌ی نوبل ادبیات، در این کتاب تصویری صوتی و احساسی از شهر مراکش ارائه می‌دهد که فراتر از گزارش یک سفر، به مراقبه‌ای درباره‌ی تجربه‌ی شنیدن، بیگانگی و جست‌وجوی معنا در دل تفاوت فرهنگی بدل می‌شود. او در میانه‌ی دهه‌ی ۱۹۵۰ مدتی کوتاه را در مراکش گذراند، اما به‌جای نوشتن سفرنامه‌ای متعارف، مجموعه‌ای از طرح‌های درخشان و کوتاه را گرد آورد که هرکدام بر جنبه‌ای از زندگی شهری تمرکز دارد: بازارهای شتر و الاغ، کوچه‌های پیچ‌در‌پیچ، صدای گدایان نابینا، حیاط‌های یهودیان (مله)، پشت‌بام‌های ساکت و ازدحام آشفته‌ی صداهای انسانی و حیوانی. کانتی به‌عمد از یادگیری عربی یا فرانسوی خودداری می‌کند تا تجربه‌اش از شهر از طریق «صدا» فیلتر نشود. او می‌خواهد جهان را نه از خلال زبان و معنا، بلکه از خلال پژواک‌های ناب و صداهای خام بشنود - صدایی که هنوز به واژه بدل نشده و حقیقت را در خامی خود حفظ کرده است. بدین ترتیب، مراکش برای او به آزمایشگاهی از ادراک حسی بدل می‌شود؛ جایی که گوش جای چشم را می‌گیرد و شنیدن، ابزاری برای فهم دیگری است. عنوان کتاب بر همین ایده تأکید دارد: صدا، نه تصویر، کلید شناخت جهان است. در تضاد با سنت غالب سفرنامه‌نویسی غربی که معمولا بر نگاه و مشاهده استوار است، کانتی با تمرکز بر شنیدن، خود را از مقام ناظر سلطه‌گر فرو می‌کشد و به دریافت‌کننده‌ای ناآشنا و حیران تبدیل می‌کند. بااین‌حال، این تجربه‌ی شنیداری از نقد شرق‌شناسانه نیز برکنار نیست. برخی از منتقدان بر این باورند که کانتی گاه در دام نگاه «دیگری‌ساز» می‌افتد و مراکش را به مثابه مکانی «غریب»، پرآیین و رازآلود بازنمایی می‌کند. اما او در عین حال، با تأمل بر جایگاه خود به‌عنوان یک یهودی اتریشی، بی‌خانمانی فرهنگی خویش را آشکار می‌کند. مواجهه با دیگری برای او صرفا شناخت بیرونی نیست، بلکه بازشناسی درونی است - نوعی جست‌وجوی هویت در آینه‌ی تفاوت. مضامین کتاب حول صدا، فقر، مرگ و قدرت شکل می‌گیرد. صحنه‌هایی چون ملاقات با گدایان، تماشای حیوانات در آستانه‌ی ذبح، یا پشت‌بام‌های خاموش شهر، به نمادهایی از آسیب‌پذیری و فناپذیری انسان بدل می‌شوند. فرم پراکنده و اپیزودیک کتاب نیز این جهان ناپیوسته را بازتاب می‌دهد؛ هر فصل چون پژواکی زودگذر است که در گوش خواننده می‌پیچد و ناپدید می‌شود. نثر کانتی غنی، شاعرانه و از نظر حسی خیره‌کننده است. او به‌جای روایت پیوسته، تکه‌تکه‌های ادراک را گرد می‌آورد تا از میان صداها به تصویری از روح شهر برسد. برای خوانندگانی که انتظار داستانی منظم یا اطلاعات تاریخی دارند، این ساختار گسسته ممکن است چالش‌برانگیز باشد؛ اما برای آنان که به ادبیات تأملی، فلسفه‌ی ادراک و تجربه‌ی بی‌واسطه از جهان علاقه‌مندند، «صداهای مراکش» سفری است به عمق گوش جان انسان - سفری که در آن شنیدن، خود نوعی اندیشیدن می‌شود.