لحظه مرگ من

نویسنده: ژاک دریدا

مترجم: مهشید نونهالی

ناشر: انتشارات خوب

سال نشر: 1404

تعداد صفحه: 104

کتاب «لحظه مرگ من» اثری دو‌بخشی است که اولین بار در سال ۲۰۰۰ منتشر شد. این کتاب در تقاطع فلسفه، ادبیات و شهادت قرار می‌گیرد و سعی دارد به کمک دو نویسنده، تجربه‌ی مرگ، نوشتن درباره‌ی آن‌ و امکان شهادت‌دادن به چنین تجربه‌ای را از زوایای مختلف بررسی کند. بخش اول کتاب نوشته‌ی بلانشو است، متنی کوتاه و روایی که درباره‌ی مرد جوانی است که در دوران جنگ جهانی دوم در برابر جوخه اعدام قرار می‌گیرد، اما در لحظه‌ی آخر از مرگ نجات می‌یابد. این روایت به صورت سوم‌شخص نوشته شده و به نظر می‌رسد تجربه‌ای شخصی از خود نویسنده باشد، هرچند در متن به‌وضوح گفته نمی‌شود. مسئله‌ی اصلی در اینجا مرز میان واقعیت و تخیل، و چگونگی روایت تجربه‌ای است که به نوعی «ناب» و دست‌نیافتنی باقی می‌ماند. در بخش دوم، دریدا تحلیل مفصل خود را بر متن بلانشو ارائه می‌دهد. او می‌پرسد‌ آیا می‌توان از لحظه‌ای چون مرگ، که هم‌زمان بیرون از تجربه‌ی زیسته و درونی‌ترین لحظه‌ی آن است، شهادت داد؟ این بحث، به موضوعات دیگری مثل رابطه‌ی میان راوی و واقعه، بین فرد و زبان، و میان داستان و تاریخ نیز کشیده می‌شود. دریدا با بهره‌گیری از نظریه واسازی، متن بلانشو را نمونه‌ای از تقاطع میان رویداد و بازنمایی، تخیل و گواهی می‌داند. کتاب نه‌تنها درباره مرگ، بلکه درباره زبان، امکان بازگویی حقیقت و نقشی که ادبیات می‌تواند در ثبت یا بازنمایی تجربیات مرزی ایفا کند، تأمل می‌کند. از یک‌سو تجربه‌ی مرگ همیشه در غیاب فرد مرده باقی می‌ماند و از سوی دیگر ادبیات، به‌عنوان فضایی میان واقعیت و تخیل، شاید تنها ابزاری است که می‌تواند به این غیاب نزدیک شود.