آرزوی نبات کوچولو

نویسنده: عاطفه محمدزاده

ناشر: جمال

سال نشر: 1400

تعداد صفحه: 24

مریم خانم و آقا مهدی دل شان یک بچه می خواست. آنها آرزو داشتند به زودی خدا به آنها یک کودک قشنگ بدهد. آرزوی آنها به دنیا آمد و اسمش را نبات گذاشتند. نبات کم کم رشد کرد و بزرگ شد و آرزوهایش هم بزرگتر شدند. آرزوها معنای زندگی انسان ها را می سازند و ما نیز آرزوهای جدید را.