لیوی و ویزی
Livy va Visy
۱۲ صفحه
- نوشته لاله جعفری
- ناشر محراب قلم
امتیاز ندادهاید
لیوی یک لیوان کوچولو بود. نشسته بود روی میز و منتظر پارچ آب بود. زنبور کوچولو که اسمش ویزی بود، لیوی را دید. با خودش گفت: «آخی، طفلکی تنهاست. بروم باهاش بازی.» و ویز پرید توی لیوی. دورش چرخی زد و دیوارهای شیشه ای اش را نگاه کرد. می خواهی بدانی ویزی چی دید و لیوی چه کرد؟ کتاب را بخوان تا بدانی!
- تعداد صفحه
- ۱۲
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۴۱۳۵۸۵۶
- سال نشر
- ۱۴۰۰
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.