باغهای وهم انگیز

نویسنده: میشل کن

مترجم: علیرضا کلیایی

ناشر: کتاب کنج

سال نشر: 1400

تعداد صفحه: 71

کتاب «باغهای وهم‌انگیز» نوشته میشل کنت، روایتی لطیف، تأثیرگذار و عمیق از رازهای پنهان، سکوت‌های کش‌دار و فداکاری‌هایی است که در دل تاریک‌ترین دوران‌های تاریخ رخ می‌دهند. داستان از زبان پسری نوجوان روایت می‌شود که سال‌هاست از رفتار عجیب پدرش-مردی بسیار ساکت، محتاط و گاهی دلقک‌پیشه-دلخور و شرمنده است. برای او درک این‌که چرا پدرش چنین رفتارهایی دارد، همواره معما بوده است؛ تا زمانی که دوستی قدیمی از گذشته‌ای پرده برمی‌دارد که همه‌چیز را تغییر می‌دهد. در دل فرانسه اشغالی در دوران جنگ جهانی دوم، پدر راوی و چند تن دیگر از ساکنان شهر، تصمیمی شجاعانه و بی‌ادعا می‌گیرند: مقاومت در برابر ظلم. آن‌ها برای نجات جان دیگران، به دل خطر می‌زنند، شکنجه می‌شوند، درد می‌کشند و پس از آزادی، بار سنگین آن خاطرات را سال‌ها در سکوت حمل می‌کنند. راوی که همیشه پدرش را مردی خاکستری، محتاط و غریب می‌دید، درمی‌یابد که پشت این چهره خاموش، انسانی ایستاده که طعم درد و شرافت را به‌طور هم‌زمان چشیده است. «باغهای وهم‌انگیز» تنها داستانی درباره جنگ نیست؛ بلکه کتابی است درباره عمق روابط انسانی، درباره سکوت‌هایی که گویاتر از هر فریادی‌اند، درباره انسان‌هایی که قهرمان نبودند اما کاری قهرمانانه کردند، و دربارهٔ یادآوری این‌که هر رفتاری، هر سکوتی، گاه ریشه در زخمی قدیمی دارد. میشل کنت با زبانی آرام، شاعرانه و آغشته به مهربانی، داستانی می‌سازد که مثل نسیمی تلخ اما آشنا، خواننده را در آغوش می‌گیرد. این رمان کوتاه، اما پررمزوراز، دعوتی‌ست برای دیدن آدم‌ها فراتر از ظاهرشان-برای فهم آنچه در دل‌شان پنهان است، برای شنیدن داستان‌هایی که گفته نمی‌شوند اما در سکوت زندگی جریان دارند.