صدای شکستن می آمد

نویسنده: جمال میرصادقی

ناشر: آواهیا

سال نشر: 1400

تعداد صفحه: 118

داستان صدای شکستن می‌آمد داستان آدم‌هایی است که به واسطه کار و زندگی با یکدیگر پیوند خورده‌اند و این پیوند میان آن‌ها، به نوعی محکم شده است. پیوندی که گاهی ممکن است برایشان دردسرساز شود و گاهی راه موفقیت را نشانشان بدهد. در این داستان با دختران و پسران خبرنگاری آشنا می‌شویم که بعد از یک روز کاری و حضور در یک مصاحبه با یکی از مسئولین، برای صرف ناهار به رستوران می‌روند و حالا که عکسشان در روزنامه منتشر شده است، خانواده‌هایشان از این موضوع شاکی شده‌اند. اما این فقط گوشه‌ای از این داستان است...