مجلا

نویسنده: نازان بکیر اوغلو

مترجم: مریم طباطباییها

ناشر: کراسه

سال نشر: 1400

تعداد صفحه: 360

کتاب «مجلا» نوشته نازان بکیر اوغلو یک اثر داستانی برجسته در حوزه ادبیات اجتماعی و تاریخی ترکیه است که سرگذشت پنجاه ساله زنی به همین نام را در شهر ساحلی و سنتی ترابزون به تصویر میکشد. این اثر با تمرکز بر بازه زمانی دهه ۱۹۲۰ تا ۱۹۷۰ میلادی، همزمان با دگرگونی‌های بنیادین و ساختاری جامعه ترکیه در دوران پسا عثمانی و شکل‌گیری نظام جمهوری، به بررسی عمیق ساختار خانوادگی و تربیتی آن روزگار می‌پردازد. مجلا به عنوان دختری که پیش از ولادت، پدر خود را از دست داده تحت نظارت شدید و قواعد سنتی مادرش نیره خانم، پرورش مییابد؛ زنی که بزرگترین دغدغه زندگی او حفظ آبرو و پیشگیری از قضاوت‌های جامعه درباره دختری بی‌پدر است. این شیوه تربیتی سختگیرانه، مجلا را به سمت انزوا و ماندن در چهاردیواری خانه سوق میدهد و تمام فعالیت‌های او را به یادگیری صنایع دستی و هنرهای خانگی مانند خیاطی، دوزندگی، قلاب‌دوزی و تدارک جهیزیه برای آینده‌ای نامعلوم محدود می‌سازد. ساختار روایی این رمان بیش از آنکه بر پیرنگ‌های هیجان‌انگیز یا حوادث ناگهانی استوار باشد، بر پایه لایه‌های درونی، توصیفات جزئی و بازآفرینی فضاهای نوستالژیک حرکت می‌کند. در این میان شخصیت فیلیز، دخترعموی مجلا که او نیز موقعیت مشابهی از نظر فقدان پدر دارد، به عنوان یک نقطه تقابل اساسی در داستان مطرح می‌شود. فیلیز به دلیل دیدگاه‌های آزادتر مادرش، فرصت تحصیل، اشتغال و دستیابی به یک زندگی مستقل را پیدا می‌کند. این دوگانگی آشکار در روند داستانی اثر، به خوبی بازتاب‌دهنده تفاوت الگوهای تربیتی مادرانه و میزان اثرگذاری فشارهای اجتماعی بر تعیین مسیر سرنوشت زنان است. مجلا زنی مطیع، بااخلاق و ماهر در امور خانه‌داری تصویر می‌شود که عمر خود را در وضعیت انتظار دائم برای آغاز یک زندگی واقعی یا وقوع یک ازدواج سپری میکند؛ انتظاری طولانی که هیچگاه به فرجام نمیرسد و او را به ناظری خاموش پشت پنجره اتاق تبدیل می‌کند که تنها نظاره‌گر ازدواج‌ها، تولدها، مهاجرت‌ها و تکاپوی دیگران است. در شرایطی که فضای بیرونی جامعه با سرعت به سمت نوگرایی، دگرگونی در پوشش، ظهور احزاب سیاسی جدید، ورود رسانه‌هایی مانند رادیو و تکنولوژی‌های تازه گام برمیدارد، دنیای درونی مجلا در سکون کامل باقی میماند. نویسنده با بهره‌گیری از نمادها و عناصر نوستالژیک روزمره نظیر چراغ‌های لامپا، بوی نفتالین و قهوه نخود، فضایی ملموس از دنیای زنان حاشیه‌نشین تاریخ خلق میکند. سوزن‌دوزی‌های ظریف مجلا در واقع تبلور عینی آرزوهای پنهان، احساسات سرکوب‌شده و تنهایی عمیق زنی است که بدون تجربه عشق یا مادرانگی، به نمادی از زندگی‌های نزیسته و فراموش‌شده در لایه‌های پنهان تاریخ تبدیل میشود. نازان بکیر اوغلو در این رمان در پی خلق یک قهرمان حماسی نیست، بلکه تلاش میکند تا به ارزش و هویت زندگی‌های معمولی و بی‌صدایی بپردازد که همواره در جریان تحولات بزرگ سیاسی و اجتماعی نادیده گرفته شده‌اند.