افسانه ماردوش
نویسنده: منوچهر اکبرلو
ناشر: آماره
سال نشر: 1404
تعداد صفحه: 76
(سروصدای زیادی شنیده می شود. کسانی می آیند و می روند.) ارمایل : گرمایل باید فکری کرد. گرمایل : باید فکری کرد. ارمایل :جوانان ایران در خطرند گرمایل : دارند همگی خوراک مارها میشوند. ارمایل : چه کنیم ار مایل؟ گرمایل :باید فکر کنیم گرمایل؟ (سربازی وارد می شود.) سرباز : شتاب کنید جناب ضحاک نباید منتظر بماند. ار مایل : آمدیم. گرمایل : به زودی آماده می شود.