خانه ای برای دو خانواده
نویسنده: لیندا کوهن لویمن
مترجم: پریسا سلیمی نژاد
ناشر: مرو
سال نشر: 1402
تعداد صفحه: 452
درامهای خانوادگی چندنسله معمولا از جایی آغاز میشوند که دیوارهای یک خانهی بهظاهر آرام، ترکهای پنهانی برمیدارند و کتاب «خانهای برای دو خانواده» نوشتهی لیندا کوهن لویمن دقیقا دست روی همین نقطهی حساس میگذارد. رمان با تمرکز بر زندگی دو برادر به نامهای مورت و آبه و همسرانشان، رز و هلن، در بروکلین پس از جنگ جهانی دوم (سال ۱۹۴۷)، تصویری ملموس از یک زیست اشتراکی زیر سقف یک ساختمان دوخانواری قهوهایرنگ ارائه میدهد. از بیرون همهچیز شبیه به یک تعادل ایدهآل طبقه متوسط است؛ خانوادهای بزرگ که در غم و شادی و حتی کارگاه جعبهسازی خانوادگی با یکدیگر شریکند. اما در یک شب زمستانی سهمگین، طوفان برف نه تنها مسیرهای بروکلین را مسدود میکند، بلکه سرنوشت این دو خانواده را نیز برای چندین دهه به یکدیگر گره میزند. زایمان همزمان رز و هلن در غیاب همسرانشان و تصمیمی ناگهانی که در آن تاریکی و انزوا با همراهی یک قابله گرفته میشود، رازی عمیق را به تار و پود این خانهی دو طبقه تزریق میکند؛ گرهی کور که رابطهی خواهرانه و صمیمی دو جاری را آرامآرام به سکوتی سنگین و دوری گزینی عاطفی تبدیل میکند و نشان میدهد چگونه یک خطای آنی بزرگسالان، به میراثی تلخ و فرساینده برای نسلهای بعدی بدل میشود. آنچه داستان لویمن را از یک ملودرام سادهی زرد متمایز میکند، کالبدشکافی دقیق و دستاول انتظارات جنسیتی و روانشناسی شخصیتهای زن در دههی چهل و پنجاه میلادی است. مورت، برادر بزرگتر و سختگیر، در حسرت داشتن یک فرزند پسر میسوزد تا او را جانشین تجارت خود کند، اما خانهی او در طبقهی بالا تنها با حضور سه دختر پر شده است؛ در مقابل، آبه، برادر خوشمشرب و محبوب، کارمند مورت است اما طبقهی پایین خانهاش با چهار پسر پرجنبوجوش هدایت میشود. این عدم تعادل ساختاری، آتش حسادتهای پنهان، احساس گناه عمیق و حقارتهای ناگفته را میان دو طبقه روشن نگه میدارد. رز، زنی ساکت، کمتوقع و وظیفهشناس است که تمام هویتش در جلب رضایت شوهر سرسختش خلاصه شده و هلن، مادری مهربان اما مستأصل از فشارهای روزمره است. راز آن شب برفی دقیقا از دل همین نیازهای سرکوبشده و ترسهای اجتماعی متولد میشود. نویسنده با ظرافتی محققانه نشان میدهد که چگونه سرکوبهای ظریف خانوادگی و نگاه سنتی به پدیده مادرانگی، روح این دو زن را از درون متلاشی میکند و آنها را در دام یک روتین فرساینده اسیر میسازد، به طوری که هر اتاق از آن خانهی مشترک به میدان تنشی خاموش برای حقیقتهای نیمهگفته تبدیل میشود. ساختار روایی چندصدایی و ریتم متغیر رمان به مخاطب اجازه میدهد تا از زاویهی دید اعضای مختلف خانواده، روند رشد این شکافهای پنهان را لمس کند. بچههای دو خانواده که ابتدا در فضایی نوستالژیک و صمیمی به عنوان همبازیهایی نزدیک بزرگ میشوند، با گذشت سالها و دههها، سنگینی اتمسفر حاکم بر خانه را حس میکنند و ناخواسته به سمت فاصلههای عاطفی کشیده میشوند. لویمن با زبانی روان و در عین حال عمیق، تأثیر روانشناختی وفاداریهای کورکورانه، رازهای خانوادگی و میل به بخشش را بررسی میکند. کتاب «خانهای برای دو خانواده» به خوبی نشان میدهد که بعضی پنهانکاریها اگرچه در ابتدا با نیت حفظ آرامش انجام میشوند، اما در بلندمدت ساختار خانواده را چندپاره میکنند.