رنگ سحرآمیز

نویسنده: پریمو لوی

مترجم: محمد قصاع

ناشر: قدیانی

سال نشر: 1403

تعداد صفحه: 64

«رنگ سحرآمیز» عنوان داستان کوتاهی از پریمو لوی است که نخستین بار در یک مجله‌ی ادبی ایتالیایی منتشر شد. در داستان عنوان، یک شیمیدان رنگی شگفت‌انگیز را با فلزی کمیاب به نام تانتالوم می‌آمیزد؛ رنگی که به هر شیء یا شخصی که بر آن نشیند، سرزندگی و خوش‌اقبالی می‌بخشد. نخست همه‌چیز روشن و امیدوارانه است: کشت‌های باکتریایی رشد می‌کنند، روابط انسانی ترمیم می‌شوند، چراغ‌های راهنمایی به وقت مناسب سبز می‌شوند. اما این شانس جادویی به فاجعه ختم می‌شود: آتش‌سوزی کارگاه را نابود می‌کند و تولید دوباره‌ی رنگ ممکن نیست. مردمان بومی، مخترعان را شوم می‌پندارند و سرنوشتشان مرگی خشونت‌بار است. لوی با این تمثیل، چهره‌ی پیشرفت فناورانه را به پرسش می‌گیرد: آیا آنچه معجزه می‌نماید، در نهایت شکنندگی انسان و بهای سنگین امیدهای زودگذر را آشکار نمی‌کند؟ پیشینه‌ی علمی لوی او شیمیدانی حرفه‌ای بود در تار و پود روایت‌ها حضور دارد. حتی خیال‌پردازی‌های او بوی آزمایشگاه و تجهیزات دقیق می‌دهند. این پیوند علم و سوررئالیسم همان چیزی است که آثارش را متمایز می‌سازد: تجربه‌ای همزمان عقلانی و وهم‌انگیز. مضامینی چون غرور فناورانه، بوروکراسی پوچ، سانسور سیاسی و طنز تلخ در سراسر مجموعه تکرار می‌شوند؛ از اداره‌ای که مرگ‌ها را به طور مکانیکی طبقه‌بندی می‌کند تا داستانی که در آن سانسور به شکلی کافکایی همه‌ی صداها را خفه می‌کند. منتقدان، این داستان را نمونه‌ی درخشانی از صدای منحصر به فرد لوی دانسته‌اند: صدایی که وضوح علمی و دقت اخلاقی را با تخیل گروتسک درمی‌آمیزد. همان‌طور که یکی از خوانندگان نوشته، «هر فرضیه‌ی عجیب و غریب در دستان او بدل به یک بیانیه‌ی اخلاقی آرام و هولناک می‌شود». پریمو لوی (۱۹۱۹-۱۹۸۷)، بازمانده‌ی هولوکاست و نویسنده‌ی آثاری چون اگر این یک مرد است و جدول تناوبی، بیش از هر چیز به شفافیت اخلاقی و نثر شفافش شهرت دارد. در «رنگ سحر‌آمیز» نیز، او مرز میان بازی علمی و سرنوشت انسانی را می‌کاود و به شیوه‌ای ظریف نشان می‌دهد که چگونه خیال می‌تواند ما را به پرسش‌های جدی درباره‌ی پیشرفت، کنترل و شکنندگی وجود انسانی برساند.