از میان دیوار
نویسنده: لودمیلا پتروشفسکایا
مترجم: محمد قصاع
ناشر: قدیانی
سال نشر: 1403
تعداد صفحه: 64
«از میان دیوار» یکی از داستانهای شاخص لودمیلا پتروشفسکایا است؛ نویسندهای که با تلفیق رئالیسم خشن شهری و عناصر ماورایی، سبک منحصربهفردی در ادبیات معاصر روسیه پدید آورده است. داستان در ژانر رئالیسم جادویی تاریک و گوتیک شهری قرار میگیرد و در متن زندگی دشوار آپارتمانهای اشتراکی شوروی شکل میگیرد؛ فضاهایی که دیوارهای نازکشان نهتنها صداها، بلکه اضطرابها و کابوسها را هم عبور میدهند. پتروشفسکایا روایت را معمولا با یک موقعیت ساده و روزمره آغاز میکند: صدای گریه کودکی، دعوای زوجی همسایه یا بینظمی دائمی خانههای مملو از کمبودهای مادی. اما این روزمرگی بهتدریج از شکافهای دیوار ترک میخورد و نیروهایی ناشناخته و شوم وارد زندگی شخصیت اصلی میشوند. زن راوی-که اغلب در وضعیت فرسودگی روانی و فقر قرار دارد-نشانههایی از حضور «دیگری» را در پس دیوار احساس میکند؛ حضوری که ممکن است روح، کابوس جمعی یا تجسم رنجهای سرکوبشده باشد. مرز میان واقعیت و توهم در این فضای بسته چنان نازک است که هر حادثه ماورایی بهسادگی در دل زندگی روزمره حل میشود. «دیوار» در این داستان نقش محوری دارد: نه فقط بهعنوان حائلی فیزیکی، بلکه نمادی از مرزهای فروپاشیده میان زندگی خصوصی و عمومی، میان عقل و جنون، و میان جهان مرئی و نامرئی. آپارتمان اشتراکی شوروی، با اتاقهای باریک و آشپزخانههای مشترک، جایی است که هیچ رازی دوام نمیآورد. پتروشفسکایا از این فضا بهعنوان صحنهای برای نمایش «کلاستروفوبیای اجتماعی» بهره میگیرد؛ شرایطی که در آن فرد نهتنها در محدودیت فضا، بلکه در محدودیت روانی و عاطفی نیز گرفتار است. یکی از برجستهترین ویژگیهای آثار پتروشفسکایا، عادیسازی وحشت است. او وقایع هولناک را با لحنی کاملا بیاحساس و تخت روایت میکند؛ لحن خونسردی که به شیوهای پارادوکسیکال، تأثیر روانی ترس را دوچندان میکند. در جهان داستان، وحشت به همان اندازه روزمره است که صف نان یا نبود غذا. این رویکرد نشان میدهد که زندگی سخت و بیرحم اجتماعی، انسان را به نقطهای میرساند که حتی عناصر ماورایی نیز بهنوعی از رنجهای واقعی تبعیت میکنند. در لایهای عمیقتر، داستان به وضعیت زنان میپردازد. زنان آثار پتروشفسکایا اغلب مادرانی خستهاند که بار فقر، کودکان بیمار، روابط خشونتآمیز یا غیبت مردان الکلی را بر دوش دارند. نیروی تاریکی که از «میان دیوار» عبور میکند، میتواند استعارهای از همین فشارهای روانی و آسیبهای انباشته باشد؛ آسیبهایی که در فضای تنگ آپارتمان، صورت ماورایی و کابوسوار به خود میگیرد. پتروشفسکایا همچنین از عناصر فولکلور اسلاو بهره میگیرد-روحها، نفرینها، جادوگران-اما آنها را از جنگلهای باستانی به داخل اتاقهای سیمانی و بیمار شهر میآورد. این «گوتیک شهری» که او خلق میکند، ترکیبی استثنایی از فولکلور و واقعگرایی اجتماعی میسازد و نوعی وحشت روانشناختی مدرن را شکل میدهد. در نهایت، «از میان دیوار» روایتی است درباره شکنندگی روان انسان در برابر فشارهای اجتماعی و فقدان حریم خصوصی. داستان نشان میدهد که چگونه در زیست جهانی بسته و سرشار از ناامیدی، مرز میان امر واقعی و امر کابوسوار از هم میپاشد. پتروشفسکایا با زبانی موجز، لحنی بیتفاوت و فضاسازیای خیرهکننده، داستانی میآفریند که هم تمثیل اجتماعی است و هم کابوسی کاملا شخصی؛ اثری که در ادبیات معاصر روسیه جایگاهی درخشان و ماندگار دارد.