خود خوار
نویسنده: روکه لاراکی
مترجم: نوشین سلیمانی
ناشر: نیماژ
سال نشر: 1401
تعداد صفحه: 216
رمان «خود خوار» نوشته روکه لاراکی، نویسنده آرژانتینی معاصر، نخستین بار در سال ۲۰۱۱ به زبان اسپانیایی منتشر شد. این اثر در ژانر رمان روانشناختی با لحن طنز تلخ و عناصر گروتسک قرار میگیرد. ساختار رمان بر پایه دو روایت متقاطع است که با فاصله زمانی یک قرن از یکدیگر در بوئنوس آیرس اتفاق میافتند و به بررسی عمیق موضوعاتی همچون مرگ، وسواس هنری و چالشهای اخلاقی در علم و هنر میپردازند. در بخش اول داستان که در سال ۱۹۰۷ جریان دارد، در آسایشگاهی در حومه بوئنوس آیرس گروهی از پزشکان، با فرضیهای بحثبرانگیز درباره هوشیاری سر بریدهشده، آزمایشی پیچیده و غیرانسانی را آغاز میکنند. دکتر کینتانا، راوی این بخش، به تدریج درگیر این تحقیقات مرزگذری میشود که علاوه بر پیامدهای علمی، تنشهای اخلاقی و رقابتهای شخصی را نیز برجسته میسازد. بخش دوم داستان، که در سال ۲۰۰۹ روی میدهد، روایتگر هنرمندی است که به زوال و مرگ علاقهمند است و از اعضای جدا شده بدن، حتی اعضای خودش، در قطعهای نمایشی استفاده میکند تا مفهوم زندگی، مرگ و هنر را به چالش بکشد و پرسشهایی درباره کالایی شدن بدن در هنر مطرح کند. مضامین کلیدی این رمان شامل کاوش در مرزهای زندگی و مرگ، واکاوی وسواسهای علمی و هنری و تأثیرات آن بر انسانیت، و همچنین بررسی محدودیتها و چالشهای اخلاقی مرتبط با بهرهبرداری از بدن انسان در نام دانش یا هنر است. لاراکی با لحنی که در هم آمیخته از طنز تلخ و وحشت گریزناپذیر است، خواننده را به تفکری عمیق درباره جاهطلبیهای کنترلنشده و پیامدهای آن دعوت میکند. «خود خوار» به دلیل ساختار روایت پیچیده و تلفیق موفق وحشت و طنز سیاه مورد توجه قرار گرفته است. نقدها به ویژه بر بخش اول داستان تمرکز کرده و آن را نمونهای جذاب از غرور علمی و فضای سرد و بیرحم توصیف کردهاند. بخش دوم، گرچه دارای جذابیتهای خود است، گاه از نظر انسجام و تغییر لحن مورد نقد قرار گرفته که ممکن است انتظارات خوانندگان را به چالش بکشد. در نهایت، «خود خوار» رمانی تأملبرانگیز و پیچیده است که به شکل موثری مرزهای علم، هنر و اخلاق را به چالش میکشد. این اثر نه تنها خواننده را درگیر داستانی گروتسک و گاه دلهرهآور میکند، بلکه به بازاندیشی درباره پیامدهای وسواسهای بشری و ارزشهای انسانی دعوت مینماید.