عشق در آستانه ی مرگ

نویسنده: هبه جمال اسعد

مترجم: زهرا عرب سرخی

ناشر: نشر پیله

سال نشر: 1404

تعداد صفحه: 120

عشق را در ازای چیزی به من نبخشید. او، آن رودخانه‌ی لطیفی است، که روح من پس از هر سقوط در آن سرازیر می‌شود تا به آغوشش برود؛ پس با آن گوارایی‌اش، با لطافتْ دستی بر سر زخم‌هایم می‌کشد. از روزگارش – آن‌چه را که برای من کافی است – در روح من می‌گسترد تا به بازوانی تکیه دهم، که همیشه پذیرای من‌اند و هر بار مرا در نبردی که با افتخار آن را به پایان می‌برم، آماده می‌کند؛ به پدرم.و به مادرم .. خورشیدی که وقتی برای اولین بار به این دنیا نگاه کردم آن را دیدم. به خواهرم .. به آن دعایی که پس از نوشیدن آب زمزم مستجاب می‌شود؛ آن شعله‌ای که از ده سالگی زندگی مرا روشن کرده است.