سالی که یاد گرفتیم پرواز کنیم…

نویسنده: ژاکلین وودسن

مترجم: سارا سلیمی

ناشر: مهرسا

سال نشر: 1403

تعداد صفحه: 32

کتاب «سالی که یاد گرفتیم پرواز کنیم» نوشته ژاکلین وودسن یکی از آثار شاخص در حوزه ادبیات تصویری کودک است که با تصویرگری رافائل لوپز شکل گرفته است. ژاکلین وودسن به عنوان نویسنده‌ای شناخته شده در ادبیات معاصر آمریکا، در این اثر نیز به سراغ موضوعاتی مانند تخیل، تجربه زیسته کودکان و مفهوم تاب‌آوری در برابر شرایط روزمره رفته است. ساختار کتاب به گونه‌ای طراحی شده که هم برای کودکان قابل فهم باشد و هم لایه‌های معنایی عمیق‌تری برای مخاطب بزرگسال ایجاد کند، به ویژه در زمینه روانشناسی احساسات و نقش ذهن در مواجهه با محدودیت‌ها. داستان کتاب مورد یک خواهر و برادر است که در محیط خانه با موقعیت‌های مختلفی مانند بی‌حوصلگی، تنش‌های خانوادگی، روزهای بارانی و محدودیت‌های ناشی از ماندن در فضای بسته روبه‌رو می‌شوند. در این شرایط مادربزرگ آن‌ها نقش کلیدی در جهت‌دهی به تجربه ذهنی کودکان دارد. او به جای ارائه راه حل‌های مستقیم یا دستوری، آن‌ها را به استفاده از ظرفیت ذهن و تخیل دعوت می‌کند. مادربزرگ به کودکان آموزش می‌دهد که با بستن چشم‌ها، تمرکز بر تنفس و تصور موقعیت‌های ذهنی متفاوت، می‌توانند از فضای تنش و خستگی فاصله بگیرند. این فرآیند در طول داستان تکرار می‌شود و به تدریج به یک مهارت ذهنی برای کنترل احساسات روزمره تبدیل می‌گردد، به طوری که کودکان در موقعیت‌های مختلف مانند اختلاف با یکدیگر یا مواجهه با احساسات منفی، به این روش ذهنی رجوع می‌کنند. در کتاب «سالی که یاد گرفتیم پرواز کنیم» پرواز به معنای فیزیکی آن مطرح نیست، بلکه به عنوان نمادی از توانایی ذهن برای عبور از محدودیت‌های روانی و شرایط دشوار استفاده می‌شود. این استعاره به کودکان کمک می‌کند تا تجربه‌های احساسی خود مانند خشم، تنهایی یا بی‌حوصلگی را نه به عنوان وضعیت‌های ثابت، بلکه به عنوان حالت‌هایی گذرا در نظر بگیرند که می‌توان با تغییر تمرکز ذهنی از آن‌ها فاصله گرفت. در بخش‌هایی از داستان به پیوند این مهارت ذهنی با تجربه‌های تاریخی نسل‌های گذشته نیز اشاره می‌شود. داستان به میراث فرهنگی و تاریخی آفریقایی‌تبارها در دوران برده‌داری اشاره دارد و نشان می‌دهد که چگونه تخیل، روایت و ذهن آزاد در شرایط محدودیت فیزیکی، نقش مهمی در حفظ هویت و تاب آوری داشته است. کتاب با زبانی شاعرانه و ریتمیک نوشته شده و هر بخش آن با تکرارهای هدفمند و جملات کوتاه پیش می‌رود. تصویرگری‌های رافائل لوپز نقش مهمی در انتقال مفهوم دارند و با استفاده از رنگ‌های متضاد، فضای محدود خانه را در کنار جهان گسترده تخیل به تصویر می‌کشند. این تضاد بصری به درک بهتر مفهوم گذار ذهن از وضعیت‌های بسته به فضای آزاد کمک می‌کند. کتاب «سالی که یاد گرفتیم پرواز کنیم» به مفاهیمی مانند ذهن آگاهی، مدیریت احساسات و تاب آوری روانی نزدیک است و نشان می‌دهد که چگونه کودکان می‌توانند با استفاده از ابزارهای ذهنی، واکنش‌های خود را نسبت به شرایط محیطی تنظیم کنند.