قلدر بی ادب!
نویسنده: استن و جن برنستین
مترجم: جواد کریمی (1362)
ناشر: فنی ایران - نردبان
سال نشر: 1403
تعداد صفحه: 32
«قلدر بیادب!» کتاب داستانی تصویری برای بچههای ۴ تا ۸ سال است. این کتاب یکی از جلدهای مجموعهی «خانواده خرسی» است. این مجموعه را نشر نردبان ترجمه و چاپ کرده است. مجموعهی «خانواده خرسی» کتابهای سرگرمکنندهای دارد که علاوه بر سرگرمی، نکتهای آموزشی هم برای بچههای کوچک دارد. در هر جلد از این مجموعه، برای خانوادهی خرسی که شامل مامان خرسی، بابا خرسی، برادر خرسی و خواهر خرسی میشود، ماجرایی پیش میآید و در این ماجرا نکتهای برای بچهها گنجانده شده است، نکاتی مثل مهربان بودن، احساس مسئولیت داشتن، شجاع بودن، صبور بودن و... در کتاب «قلدر بیادب!» ماجرا از این قرار است که مامانخرسی و باباخرسی و برادر خرسی در حیاط هستند که یکدفعه خواهر خرسی از راه میرسد. او از مدرسه برگشته است، ولی از صورتش معلوم است که حسابی گریه کرده. لباسهای تنش پاره است و گلسرش کج شده و موهایش بهم ریخته و سر و صورتش کثیف و زخمی است. همه نگران میشوند و میپرسند که چه اتفاقی برایش افتاده است. وقتی میفهمند سر و کلهی یک قلدر بیادب در مدرسه پیدا شده که خواهر خرسی را اذیت کرده، حسابی ناراحت و نگران میشوند. برادر خرسی تاب نمیآورد و چون خواهرش را خیلی دوست دارد، بدو بدو به سمت مدرسه میرود تا ببیند این قلدر بیادب بوگندو کی هست که خواهرش را اینطور اذیت کرده است، او میخواهد حسابی او را بزند. اما وقتی برادر خرسی به مدرسه میرسد، میبیند این قلدر بیادب بوگندو، یک دختر است! او هم دلش نمیآید و اصلا کار درستی نیست که یک دختر بیادب را بزند. پس چه کار باید بکند؟ برای فهمیدن این که برادر خرسی چه میکند و چه بلایی سر قلدر بیادب میآید باید کتاب داستان «قلدر بیادب!» را تا انتها بخوانید. زبان کتاب ساده و کودکانه است و تصاویر رنگی و قشنگی دارد که کودک را با خود همراه میکند. در بخشی از کتاب میخوانیم: «مامان خرسی پرسید: زمین خوردی؟ خواهر خرسی سرش را تکان داد که نه. بابا خرسی پرسید: تصادف کردی؟ خواهر خرسی دوباره سرش را تکان داد که نه.» بچهها بعد از خواندن کتاب داستان تصویری «قلدر بیادب!» میفهمند که چطور مثل خواهر خرسی و برادر خرسی و با حمایت و پشتیبانی خانم معلم یا خانم مربی و مامان و بابایشان، در برابر زورگویی و قلدری برخی بچههای بیادب ایستادگی کنند و در مقابل حرف زور و آزار و اذیت آنها، از خودشان مراقبت کنند.