First Person Singular
نویسنده: هاروکی موراکامی
ناشر: آی آی کتاب
سال نشر: 1402
تعداد صفحه: 140
کتاب «اول شخص مفرد» نوشتهی هاروکی موراکامی، نخستین بار در ۱۸ ژوئیهی ۲۰۲۰ منتشر شد. این مجموعه شامل هشت داستان کوتاه است که همگی با زاویه دید «اول شخص مفرد» روایت شدهاند؛ روایتی که همزمان خاطرهگون، تأملبرانگیز، و گاه در مرز میان واقعیت و خیال قرار دارد. روایتهای این مجموعه، بهوضوح نشانههایی از سبک دیرآشنای موراکامی را در خود دارند: راویانی معمولا مرد، میانسال، اهل تأمل، با دغدغههای موسیقی، بیسبال و حافظه. داستانها حالتی از گفتوگوهای درونی دارند و بیشتر از آنکه پیشبرندهی طرح داستانی باشند، مجراهایی برای بازتاب احساسات، خاطرات و نوعی اندوه خاموشاند. نثر موراکامی همچنان موجز و شفاف است؛ نه آنقدر نمایشی که از واقعگرایی جدا شود، و نه آنقدر تخت که نتواند سطوح زیرین معنا را منتقل کند. صدای راویان اغلب حاوی نوعی مهربانی خنثی یا فاصلهی عاطفی است که برخی منتقدان آن را آرامشبخش، و برخی دیگر آن را تهی یا خنثی ارزیابی کردهاند. درونمایههای اصلی مجموعه، حول هویت، خاطره، مالیخولیا و حضور زمان در زندگی فردی میچرخند. موسیقی جاز، آثار بیتلز، خاطرات بیسروصدای عاشقانه و علاقه به بیسبال در بیشتر داستانها حضور دارند و بهگونهای با حافظهی فرهنگی و عاطفی راویان پیوند میخورند. از میان داستانها، «کریم»، «با بیتلز»، «کارناوال» و «مجموعه شعر پرستوهای یاکولت» بیش از بقیه برجستهاند، و در کنارشان، داستان پایانی «اول شخص مفرد» حال و هوایی وجودیتر دارد. در این داستان، راوی با لباسی رسمی در خیابانی سرد قدم میزند و دچار گسیختگی هویتی میشود؛ گویی داستان، پاسخی موهوم به پرسش بنیادینی است که در تمام مجموعه تکرار میشود: «من کیستم، و در غیاب عشق و حافظه چه چیزی از من باقی میماند؟». منتقدان واکنشهای متفاوتی به این اثر داشتند. گاردین سبک روایت را «روی حالت کنترل کروز» توصیف کرد: آرام، کمخطر اما مطمئن. کرکوس آن را افزودهای ضروری به کتابخانهی طرفداران موراکامی دانست. برخی منتقدان شخصیتهای زن را فاقد عمق و صرفا ابزاری برای برانگیختن دروننگری مردانه ارزیابی کردهاند. با این حال، برخی دیگر، همین بیسر و صدایی را نقطه قوت میدانند: داستانهایی که بدون نمایشهای اغراقآمیز، آرام و بیادعا، به لایههای پنهان آگاهی فردی سرک میکشند. «اول شخص مفرد» بیش از آنکه بخواهد بینشهای اخلاقی یا نقاط اوج دراماتیک ارائه دهد، همچون سکوتی بین دو نت موسیقی عمل میکند؛ جایی که تجربه و حسرت، خاطره و گمگشتگی، بیهیاهو در هم میلولند. این کتاب بیش از آنکه قصد داشته باشد چیزی به خواننده بیاموزد، او را به همراهی در مسیری از مرور گذشته، اندیشیدن به خاطرات محو و صدای گنگ هویت فرامیخواند. اگرچه برخی ممکن است این روایتها را کمجان و فاقد نوآوری بیابند، اما برای کسانی که با دنیای موراکامی خو گرفتهاند، همین طنینهای آشناست که معنا دارد. در نهایت، این مجموعه صدایی آرام، دروننگر و اغلب تلخ از مردانی منزوی و متفکر است که در پسزمینهای از موسیقی، خاطره، و مالیخولیا، با حسرتی بینام به گذشته مینگرند. این داستانها به جای ارائهی پاسخ، از ما دعوت میکنند تا بایستیم و همراه با راوی از خود بپرسیم: «آیا این خاطره بود یا خیال؟ آیا این اتفاق افتاد یا فقط در ذهن من باقی مانده؟» و شاید مهمتر از همه: «در دل این سکوت، آیا هنوز کسی هست که صدایم را بشنود؟»