دریانوردی که از چشم دریا افتاد
نویسنده: یوکیو میشیما
مترجم: مریم رضایی (1354)
ناشر: سنگ
سال نشر: 1404
تعداد صفحه: 168
«دریانوردی که از چشم دریا افتاد» نوشته یوکیو میشیما، از نویسندگان برجسته ژاپنی، رمانی تأملبرانگیز است که با درونمایههای ایدهآلیسم، سرخوردگی، و تضاد میان ارزشهای سنتی و مدرنیته خواننده را درگیر میکند. این رمان که در سال 1963 منتشر شد، از شاهکارهای میشیما محسوب میشود و دیدگاههای پیچیده او را درباره شرافت، زیبایی، و جنبههای تاریک طبیعت انسانی بازگو میکند. داستان در ژاپن پس از جنگ جریان دارد و با کاوش در روابط میان نوبورو، پسر نوجوانی با افکار ایدهآلیستی، و ریوجی، ملوانی که ابتدا در نظر او قهرمان است، نشان میدهد که چگونه انتظارات جامعه میتواند هویت فردی را شکل داده و حتی مخدوش کند. ماجرای این رمان بر محور نوبورو، پسر ۱۳ سالهای با ذهنی سرکوبشده و کنجکاو، و پیوند او با ریوجی، ملوانی که در ابتدا او را تجسمی از قهرمانی و مردانگی میداند، میچرخد. نوبورو که با مادر بیوهاش، فوساکو، در یک شهر ساحلی ژاپن زندگی میکند، شیفته دریا و جهانی است که آن را سرشار از ماجراجویی، رمز و راز و آزادی میپندارد. وقتی فوساکو رابطهای عاشقانه را با ریوجی آغاز میکند، نوبورو خوشحال میشود و ریوجی را با چهرهای کامل از مردانگی و استقلال میبیند. اما با گذشت زمان، ریوجی بیشتر به زندگی خانگی تمایل پیدا میکند و قصد دارد دریا را ترک کرده و یک زندگی ثابت و متعارف را انتخاب کند. این تغییر، ایدهآلهای نوبورو را به چالش میکشد و او سرخورده میشود؛ چرا که ریوجی به نظر او دیگر ملوانی قهرمان و آزاد نیست، بلکه فردی شده که به خاطر عشق و تعهد، از آرمانهایش دست کشیده است. در نگاه نوبورو، این تصمیم خیانتی به روح ملوانی و خیانت به آرمانهایی است که او به آنها اعتقاد دارد. یکی از موضوعات کلیدی در «دریانوردی که از چشم دریا افتاد» تقابل میان آرمانها و واقعیتهای زندگی است. ایدهآلهای شدید نوبورو درباره مردانگی و ماجراجویی در مواجهه با زندگی روزمره و تمایل ریوجی به ثبات، شکسته میشوند و این شکست نشاندهنده تضاد بین شور جوانی و واقعیتهای زندگی بزرگسالی است. این موضوع که در تمام داستان حضور دارد، نگرش میشیما را به نقد میکشد؛ نگرشی که هشدار میدهد چگونه ایدهآلهای افراطی و سفت و سخت ممکن است به مسیرهایی ویرانگر منتهی شوند. از دیگر موضوعات برجسته در این رمان، نقد ارزشهای مدرن در مقابل ارزشهای سنتی است. نوبورو و دوستانش از بزرگسالان اطراف خود دلزده و ناامید شدهاند و گروهی تشکیل میدهند که اخلاق متعارف و هنجارهای اجتماعی را رد میکند. این سرکشی از ارزشهای جامعه نشاندهنده دغدغههای خود میشیما در خصوص تغییرات ژاپن پس از جنگ جهانی دوم و پذیرش ارزشهای غربی است، که او آن را به عنوان خطری برای فرهنگ و هویت سنتی ژاپنی میدانست. «دریانوردی که از چشم دریا افتاد» رمانی تیره و در عین حال جذاب است که خواننده را با پرسشهای دشوار و نگرانکننده درباره هویت، مردانگی و فشارهای اجتماعی مواجه میکند. نثر شاعرانه و گاه تیره میشیما، اضطرابها و درگیریهای درونی شخصیتهای اصلی را به خوبی به تصویر میکشد و داستان را هم از نظر روانشناختی پیچیده و هم از نظر اخلاقی تحریککننده میکند. پایان غمانگیز و تأثیرگذار رمان، دیدگاه میشیما را درباره جهانی منعکس میکند که در آن زیبایی، افتخار و قهرمانی ممکن است آرمانهایی شکننده باشند و به راحتی در دنیای واقعی مخدوش شوند.