یاکوزا

نویسنده: دیوید ای. کاپلن

مترجم: سید خشایار کیافر

ناشر: کدیور

سال نشر: 1405

تعداد صفحه: 552

«یاکوزا: جهان زیرزمینی تبهکاران ژاپن» نوشته دیوید ای. کاپلان و الک دوبرو، اثری است که در ظاهر به تاریخ و سازمان‌های جنایت‌کار ژاپن می‌پردازد، اما ارزش اصلی آن در نشان‌دادن رابطه پیچیده میان جرم، نظم اجتماعی، سنت و قدرت نهادی است. کتاب یاکوزا را صرفا مجموعه‌ای از خلافکاران خیابانی معرفی نمی‌کند؛ آن را همچون شبکه‌ای تاریخی و سازگارشونده نشان می‌دهد که توانسته از حاشیه‌های اجتماعی برخیزد، در اقتصاد رسمی نفوذ کند، با فرهنگ عامه پیوند بخورد و در برخی مقاطع، نقش نیروی غیررسمی تنظیم‌کننده یا سرکوب‌گر را بر عهده گیرد. مسئله محوری اثر همین است: چگونه یک سازمان تبهکار می‌تواند هم بیرون از قانون بایستد و هم از درون با سازوکارهای جامعه قانونی هم‌زیستی کند؟ زمینه تاریخی کتاب از ریشه‌های پیشامدرن یاکوزا آغاز می‌شود؛ از قماربازان، دست‌فروشان دوره‌گرد، حاشیه‌نشینان و گروه‌هایی که در نظم رسمی جایگاه روشن و محترمی نداشتند. نویسندگان نشان می‌دهند که یاکوزا از دل طرد اجتماعی و خلأهای نهادی شکل گرفت، اما در همان حاشیه باقی نماند. گذار ژاپن به مدرنیته، جنگ، اشغال، بازسازی اقتصادی و رشد سرمایه‌داری شهری، فرصت‌هایی تازه برای این شبکه‌ها فراهم کرد. یاکوزا هر بار با تغییر شرایط، شکل فعالیت خود را عوض کرد: از قمار و اخاذی تا ساخت‌وساز، سرگرمی، بازارهای مالی، مستغلات و واسطه‌گری‌های پنهان. این توانایی در تغییر لباس، یکی از مهم‌ترین نکاتی است که کتاب درباره تداوم جرم سازمان‌یافته برجسته می‌کند. در سطح محتوایی، اثر بر دوگانگی چشمگیر یاکوزا تأکید دارد: آمیزه‌ای از آیین، خشونت، وفاداری و تجارت. ساختار اویابون-کوبون، یا رابطه پدرخوانده و فرزندخوانده، در کتاب فقط یک شکل سازمانی نیست؛ الگویی روانی و اجتماعی برای تولید اطاعت است. عضو تازه‌وارد، اغلب با وعده تعلق، حمایت و حیثیت وارد گروه می‌شود، اما به‌تدریج بدن، زمان، درآمد و تصمیم‌های خود را به سلسله‌مراتبی سخت‌گیرانه واگذار می‌کند. مفاهیمی مانند وظیفه، دین، وفاداری و شرم، در این ساختار به ابزارهایی برای مهار فرد تبدیل می‌شوند. سوژه‌ای که خیال می‌کند از بی‌قدرتی اجتماعی گریخته، خود را در نظمی می‌یابد که آزادی او را به نام برادری و افتخار مصادره می‌کند. یکی از جنبه‌های مهم کتاب، توجه به بدن است. آیین‌هایی مانند یوبیتسومه، یعنی بریدن بخشی از انگشت در مقام عذرخواهی یا کفاره، و خالکوبی‌های گسترده ایرزومی، فقط نشانه‌های نمایشی نیستند. این‌ها بدن را به سند وفاداری تبدیل می‌کنند. بدن عضو یاکوزا به دفترچه‌ای زنده بدل می‌شود که روی آن تاریخ درد، اطاعت و تعلق نوشته شده است. کاپلان و دوبرو از خلال این نشانه‌ها نشان می‌دهند که خشونت در جهان یاکوزا فقط به قربانیان بیرونی وارد نمی‌شود؛ پیش از هر چیز، خود عضو سازمان باید خشونت را درونی کند و آن را به بخشی از هویت خویش بدل سازد. ساختار روایی کتاب بر حرکت میان دو قلمرو بنا شده است: جهان زیرزمینی و جهان رسمی. جذابیت اثر از جایی می‌آید که این دو قلمرو هرگز کاملا از هم جدا نمی‌مانند. دفاتر آشکار، روابط تجاری، حضور در صنعت سرگرمی، میانجی‌گری در بحران‌ها و حتی تلاش برای کسب وجهه عمومی، یاکوزا را به پدیده‌ای پارادوکسیکال تبدیل می‌کند: سازمانی غیرقانونی که گاهی آشکارا دیده می‌شود، اما معنای واقعی حضورش در سایه باقی می‌ماند. همین مرئی‌بودن کنترل‌شده، به کتاب قدرت تحلیلی می‌دهد؛ زیرا نشان می‌دهد پنهان‌ترین اشکال قدرت همیشه در تاریکی مطلق زندگی نمی‌کنند، بلکه گاهی زیر نور تابلوها، مراسم و قراردادهای نیمه‌رسمی پنهان می‌شوند. ارزیابی انتقادی اثر نشان می‌دهد که «یاکوزا: جهان زیرزمینی تبهکاران ژاپن» بیش از آنکه روایتی هیجان‌زده از جنایت باشد، مطالعه‌ای درباره انقیاد است. جوان حاشیه‌نشینی که به امید منزلت و قدرت وارد سازمان می‌شود، به‌جای رهایی، به چرخ‌دنده‌ای در دستگاهی خشن‌تر بدل می‌گردد. عاملیت او ظاهری است؛ می‌تواند بترساند، اطاعت بگیرد یا پول جمع کند، اما خود نیز در برابر رئیس، آیین، سنت و منطق سودآوری سازمانی مطیع است. کتاب از این جهت، افسانه رمانتیک تبهکار آزاد و سرکش را فرومی‌ریزد. اهمیت اثر در این است که مرز ساده میان قانون و جرم را مسئله‌دار می‌کند، بی‌آنکه جنایت را زیبا یا موجه جلوه دهد. یاکوزا در این روایت نه هیولایی بیرون از جامعه است و نه قهرمانی تاریک؛ محصول شکاف‌هایی است که جامعه درون خود تولید می‌کند و گاه از آن‌ها بهره می‌برد. این کتاب به خواننده یادآوری می‌کند که جهان زیرزمینی همیشه زیر زمین نیست؛ گاهی درست کنار پیاده‌رو، پشت شیشه یک دفتر، در سکوت یک قرارداد و در دستی دیده می‌شود که یک انگشت کم دارد، اما هنوز امضا می‌کند.