رساله شلینگ
نویسنده: مارتین هایدگر
مترجم: الهام کریمی دورکی
ناشر: نگاه معاصر
سال نشر: 1405
تعداد صفحه: 348
وقتی صحبت از فلسفه و ایدئالیسم آلمانی میشود، خیلیها یاد بحثهای پیچیده و دور از زندگی روزمره میافتند، اما مارتین هایدگر در کتاب «رسالهی شلینگ در باب ذات آزادی انسانی» سراغ موضوعی رفته که مستقیما با گرههای ذهنی همه ما دستوپنجه نرم میکند. این اثر که در واقع پیادهشدهی درسگفتارهای هایدگر در دانشگاه فرایبورگ طی سال ۱۹۳۶ است، روی متنی دست میگذارد که فریدریش ویلهلم یوزف شلینگ در سال ۱۸۰۹ نوشته بود. هایدگر سطر به سطر متن شلینگ را برمیدارد، واژهها را ریشهیابی میکند و یک راست میرود سراغ اصل مطلب: اینکه آزادی اصلا چیست و چه نسبتی با وجود ما دارد؟ برای هایدگر مسئلهی آزادی این نیست که ما بین نوشیدن چای یا قهوه حق انتخاب داریم یا نه، بلکه بحث بر سر این است که آزادی چطور به عنوان یکی از رکنهای اصلی هستی، امکانپذیر میشود و چطور پای مفهوم شر به جهان باز میشود. گام زدن در صفحات این اثر، خواننده را با یک تفکیک کلیدی و سرنوشتساز مواجه میکند که شلینگ ساخته و هایدگر آن را موشکافی کرده است؛ تمایز میان «بنیاد» و «خود وجود»؛ شلینگ میگوید برای درک هستی باید بفهمیم که یک تاریکی و بنیاد نامتعین زیر همه چیز وجود دارد که از خود وجود جداست. از دل همین شکاف و تمایز است که هایدگر مسئلهی شر را باز میکند. او نشان میدهد که در نظر شلینگ، شر فقط کمبود خیر یا یک اتفاق تصادفی و ناگواریهای ساده نیست، بلکه یک نیروی واقعی، مثبت و فعال است که دقیقا در ذات آزادی انسان ریشه دارد و انسان تنها موجودی است که میتواند پیوند میان بنیاد و وجود را بپذیرد یا آن را از هم بگسلد و همین قدرت، هم منشأ خیر است و هم امکان واقعی شر را ایجاد میکند. هایدگر با خرد کردن مفاهیم سنگینی مثل همهخداانگاری یا پانتئیسم و ربط دادن آنها به نظامهای فلسفی، نشان میدهد که چطور میشود یک سیستم فلسفی منسجم داشت بدون اینکه آزادی فردی انسان در چرخدندههای آن خرد شود. سبک هایدگر در این کتاب دقیقا شبیه استاد سر کلاسی است که گامبهگام همراه دانشجو جلو میرود، جملهها را کالبدشکافی میکند و پیوند آنها را با اندیشههای کانت، هگل و حتی تفکرات رادیکال عرفانی مثل یاکوب بومه نشان میدهد. او مفاهیم دشواری مثل «بیبنیاد» را وسط میکشد؛ یعنی آن نقطه یا قلمرویی از اراده که عقل دیگر نمیتواند برایش دلیل و مبنایی پیدا کند. این درسگفتارها درست در دورهای از زندگی هایدگر شکل گرفته که او داشت از تحلیلهای اولیه خود درباره دازاین فاصله میگرفت و به سمت اندیشههای متأخرش درباره تاریخ هستی و اراده حرکت میکرد. به همین خاطر شما در این کتاب فقط با شلینگ روبهرو نیستید، بلکه مواجههی دو فیلسوف بزرگ را میبینید که یکی دارد از دل متن دیگری، ابزارهای فکری خودش را برای فهم جهان میسازد. کتاب «رسالهی شلینگ در باب ذات آزادی انسانی» دقیقا برای کسانی نوشته شده که میخواهند از سطوح اولیه فلسفه بگذرند و با مسائل عمیقتر ایدئالیسم آلمانی، فلسفه دین و هستیشناسی درگیر شوند.