سرشت زنان
نویسنده: آندره ژید
مترجم: همایون رکنی قاجار
ناشر: جامی
سال نشر: 1389
تعداد صفحه: 200
امتیاز ناولر: 3.3 از 2 رای
دوست من؛ به نظرم برای تو مینویسم ـ من هرگز یادداشتهایی نداشتهام و جز نامهنگاری چیز دیگری نمیدانم، و اگر روزی تو را نبینم بیشک برایت نامه مینویسم، اما اگر قبل از تو بمیرم (که آرزوی من است زیرا زندگی بی تو برایم کویری بیش نیست) این یادداشت را خواهی خواند و آن وقت کمتر از تو جدا شدهام. اما چهطور میتوان به مرگ فکر کرد؟ در صورتی که زندگی در مقابل ما خودنمایی میکند. از وقتی که تو را میشناسم، یعنی از موقعی که تو را دوست دارم آن قدر زندگی در نظرم زیبا و خوب و با ارزش است که نمیخواهم ذرهای از آن تلف شود و بقایای سعادت خود را به وسیله این دفتر نجات خواهم داد.