حضور آبی مینا
- نوشته ناهید طباطبایی
- ناشر چشمه
امتیاز ندادهاید
بعد از این مهمانی بود که سر صحبت را با کمال باز کردم. اول به او گفتم:«تو هم شعر میگفتی و من نمیدانستم.» خندید و گفت:«کی چنین مزخرفاتی را به تو گفته.» گفتم:«دختر عمهات.» کمال خندید و گفت:«دیگر چه گفته؟» آنوقت من تمام حرفهای او را برای کمال گفتم. کمال خوب گوش داد، کمی ساکت ماند و بعد گفت:«میدانی مینا زن خوبی بود، اما مرا دوست نداشت، همین.» زن خوب، مینا زن خوبی بود. اما کمال را دوست نداشت. همین.
- تعداد صفحه
- ۶۸
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۶۲۶۶۳۱
- سال نشر
- ۱۳۸۸
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.