روز حلزون
آمدن من، این جور قضاقور تکی، توی هیچ فیلم واماندهای نبود یا من ندیده بودم . اینجا، فانتزی همانقدر مسخره است که بیکاری ومن و شیرین، نزدیک ۳۰ سالگی اصلا مسخره نیست. تیم برتون، ادوارد دست قیچی را فانتزیتر از فانتزی میسازد، روی پرده نقرهای، آب از آب تکان نمیخورد. اما اینجا با هزار جور مدرک دانشگاهی بیکاریم و روی پرده سیاه آب از آب تکان نمیخورد. توی فیلم دختر میگوید مردی را که به جای دستقیچی دارد و خیلی هم خنگ است به دوست پسر سابقش ترجیح میدهد. ادوارد هم با تراشههای یخ، برایش برف میباراند. تماشاچیها اصلا تعجی نمیکنند و قند توی دلشان آب میشود.اما شیرین اینجا نمیتواند بگوید این پسر آدمیزاد را، که از قضا خنگ هم نیست، دوست دارم. اینجا فیلمهای فانتزی حتی توی سینمای کودک هم مرده. بدو شیرین، بدو.تا آخر عمر وقت داریم بنشینیم و تمام فیلمها را با هم سق بزنیم!
- تعداد صفحه
- ۱۶۰
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۶۸۸۵۰۳۲
- سال نشر
- ۱۳۹۲
- تعداد نقل قول
- ۱
نقل قولها و فعالیتها
۱ نقل قول
هر تکه از زندگی تو قبلا در یک فیام اتفاق افتاده. انگار تمام کارگردانهای دنیا قرار گذاشته اند تو را تکه تکه فیلم کنند.
. اما تو، فیلم قوی سیاه را یکبار دیگه ببین. ورژن دوهزار و یازدهیِ ننهجانها را خوب درآورده. ننههایی که فکر میکنند بچه را زاییدند تا پدرش را دربیارند. قبول کن ، خوب کار کرده. ننه ، ننهست. اروپایی با خاورمیانهایاش پای کار که میرسند ، یکجور عمل میکنند. از ننهی امیرکبیرکُشِ ناصرالدین شاه بگیر تا ننه-ی نینای قوی سیاه. از ننهی بپّا گناهِ تو بگیر تا ننهی نامه دزد خسرو. حالا تو بگو دماغ دنیا لای دو انگشت پیرزن نبود اما من باور نمیکنم دماغ خسرو وتو لای انگشتش نبوده و نباشد. »