دختری که رهایش کردی
نویسنده: جوجو مویز
مترجم: کتایون اسماعیلی
ناشر: میلکان
سال نشر: 1395
تعداد صفحه: 472
امتیاز ناولر: 4.3 از 39 رای
میدونی چه حسی داره وقتی خودتو به سرنوشتت میسپری؟ یه جورایی بهت خوشامد میگه. دیگه نه دردی هست، نه ترسی و نه اشتیاق و آرزویی. مرگ، امید بود که داشت با این تسکین به وجود میاومد. به زودی میتونستم ادوارد رو ببینم. ما تو اون دنیا به هم میرسیدیم، چون مطمئن بودم که خدا مهربونه، خدا هرگر اونقدری بیرحم نیست که ما رو از تسکین تو اون دنیا محروم کنه.