دختری که رهایش کردی
The girl you left behind
- نوشته جوجو مویز
- ترجمه کتایون اسماعیلی
- ناشر میلکان
میدونی چه حسی داره وقتی خودتو به سرنوشتت میسپری؟ یه جورایی بهت خوشامد میگه. دیگه نه دردی هست، نه ترسی و نه اشتیاق و آرزویی. مرگ، امید بود که داشت با این تسکین به وجود میاومد. به زودی میتونستم ادوارد رو ببینم. ما تو اون دنیا به هم میرسیدیم، چون مطمئن بودم که خدا مهربونه، خدا هرگر اونقدری بیرحم نیست که ما رو از تسکین تو اون دنیا محروم کنه.
- تعداد صفحه
- ۴۷۲
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۷۸۴۵۸۲۰
- سال نشر
- ۱۳۹۵
- تعداد نقل قول
- ۲۷
نقل قولها و فعالیتها
۲۷ نقل قول
انسانها قدرت ساختن عشق و زیبایی را دارند و همچنین فلاکت و بدبختی را.
شما میدونین ناامیدی چجوریه؟مثل آهن توی قهوه ی سرد میمونه.
« سوفی عزیزم ، با اون ایمان و باورت ، با خوش بینی به ذات آٔدما ، کاملا کور شدی! »
حس میکرد که زیادی حرف میزند. میخواست بگوید که فقط دوست دارد چشم انتظار چیزی باشد. این که فقط میخواهد لبخند بزند ، بدون اینکه نیازی باشدبه این فکر کند کدام عضله برای لبخند زدن استفاده میشود.
« قبل از تو هرگز طعم خوشبختی رو نچشیده بودم»
ترجمه و به ویژه ویراستاری کتاب افتضاح بود
این کتاب معرکه است…اوایل که شروع کرده بودم متوجه خاص بودن این اثر نبودم اما همینطور که پیش رفتم با چیزایی بیشتر از وجود نویسنده خبر دار شدم…انقدر قلم قوی و شیوایی دارن که جوری منو با سوفی ، لیو و ادوارد همراه کردن که در لحظات شادیشون خندیدم و در جریانات زندگیشون نگرانشون بودم توصیه ام اینه حتما اگر شروع به خوندن کتاب کردین حتما حتما تا اخرش برین تا متوجه همه جریانات بشین…به یه مرحله ای میرسید تازه میگید عععععع عجب! باعث افتخاره خوندن کتاب هایی که نویسندشون قلمی به این قوی و ذهنی به این خلاقی دارن: ) باتشکر