دويدن در ميدان تاريك مين (نمايشنامه در 4 پرده)
۲.۵ از ۵ · ۱ رأی۵۶ صفحه
- نوشته مصطفی مستور
- ناشر چشمه
امتیاز ندادهاید
غروب بود. من زل زده بودم به پشت دستهاش، هر دو وحشت کرده بودیم. بس که نزدیک شده بودیم به هم، بس که معصومیت ریخته بود آنجا، پشت دستها. بعد، من با انگشت اشاره، خطی فرضی و مورب، درست از وسط ساعد تا انگشت کوچک دست راستاش کشیدم و به او گفتم که عمیقا دوستش دارم.
- تعداد صفحه
- ۵۶
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۶۲۲۷۱۸
- سال نشر
- ۱۳۹۱
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.