دويدن در ميدان تاريك مين (نمايش‌نامه در 4 پرده)

نویسنده: مصطفی مستور

ناشر: چشمه

سال نشر: 1391

تعداد صفحه: 56

امتیاز ناولر: 2.5 از 1 رای

غروب بود. من زل زده بودم به پشت دست‌هاش، هر دو وحشت کرده بودیم. بس که نزدیک شده بودیم به هم، بس که معصومیت ریخته بود آن‌جا، پشت دست‌ها. بعد، من با انگشت اشاره، خطی فرضی و مورب، درست از وسط ساعد تا انگشت کوچک دست راست‌اش کشیدم و به او گفتم که عمیقا دوستش دارم.