نامه‌های شفاهی

۴.۳ از ۵۴۰۰ صفحه
امتیاز نداده‌اید

سلام به آن‌ها که دست می‌زنند. سلام به آن‌ها که می‌دانند چرا دست می‌زنند. سلام به خودم که نمی‌دانم چرا دست می‌زنم. که همیشه با شنیدن صدای دست دیگرها من هم دست زده‌ام بی‌آنکه بدانم برای کی و چرا دست می‌زنم و یا چقدر باید دست بزنم. گاهی به خودم می‌گویم ما که ماهی نیستیم از دریا آمده باشیم. ما عقل داریم باید کارهامان را بر اساس خرد انجام دهیم. باید فکر کنیم. دست زدن مثل خمیازه کشیدن غیرارادی نیست. کار مهمی است و نتایج اجتماعی مهمی دارد. گاهی در سرنوشت خودمان اثر دارد. مبادا او، آن که برایش دست می‌زنیم شخص ناقلایی باشد. خدای نخواسته دزد یا ستمکار باشد. کسی که دیگرها را کتک می‌زند یا آن‌ها را زندانی می‌کند، کسی که لایق دست زدن نیست. من باید بدانم زیرا همواره تاریکی یک گوشه پنهان نشسته روشنایی را می‌پاید.

تعداد صفحه
۴۰۰
شابک
۹۷۸۹۶۴۲۹۵۰۷۲۰
سال نشر
۱۳۹۷
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.