گوبسک رباخوار

نویسنده: اونوره دو بالزاک

مترجم: محمدجعفر پوینده

ناشر: فرهنگ نشر نو

سال نشر: 1404

تعداد صفحه: 164

در داستان گوبسک به زندگی دختر بی‌بندوبار باباگوریو و حواشی آن سرک می‌کشیم، همان باباگورویویی که خود سرگذشتی دارد و یکی از رمان‌های مجموعه عظیم کمدی انسانی‌ به سوانح او اختصاص یافته است. اما این رمان بالزاک درواقع به‌تمامی سرگذشت‌نامه کنتس دو رستو و پسر جوان فقیر اما لایق او نیست که ثروت پدری‌اش را مادر بی‌بندوبارش بر باد می‌دهد. شخصیت اصلی این داستان آمیخته به فسون و فسانه پیرمرد عجیب و غریب و رباخواری‌ست به نام گوبسک، که پدر ارنست پیش از مرگ همه دارایی‌اش را بدو وامی‌گذارد، بدین قرار مکتوب که وقتی پسرش به سن بلوغ رسید آن دارایی را بدو منتقل کند. اما ماجرا پیچ و تابی می‌یابد و دارایی به ارنست منتقل نمی‌شود و او در فقر گرفتار می‌شود، و ما در حالی با او آشنا می‌شویم که دختر ویکنتس دو گرانیلو بدو دل باخته است. اکنون راوی داستان، درویل، وکیل و دوست خانوادگی ویکنتس، داستانی را حکایت می‌کند که عمیقا از شخصیت مخوف گوبسک سرشار است: پیرمردی که رباخواری را از باب لذت فکری پیشه خود کرده است، نه از باب ثروت‌اندوزی صرف. گوبسک از حیث شهرت به خساست سرشناس‌تر از باباگرانده اوژنی گرانده نیست، اما بی‌شک خسیسی‌ست اصیل‌تر و به لحاظ درونی غنی‌تر که قواعد خاص خود را با منتهای وسواس و دقت رعایت می‌کند و رباخواری را به مرتبه هنر برمی‌کشد.