اونوره دو بالزاک

۲۷ کتاب

اونوره دو بالزاک

Honoré de Balzac

ملیت
فرانسوی
زادگاه
Tours, France
زادروز
۲۰ مهٔ ۱۷۹۹
درگذشت
۱۸ اوت ۱۸۵۰

اونوره دو بالزاک، رمان‌نویس فرانسوی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به پول، جاه‌طلبی، طبقه، شهر و جامعه فرانسه نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد ادبیات چطور می‌تواند از تجربه‌ای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد.

”
مردان چاره غم‌های خود را در اشتغالات زندگی‌شان پیدا می‌کنند، جنب و جوش کارها فکرشان را منصرف می‌دارد، ولی ما زن‌ها هیچ تکیه‌گاهی در روح خود بر ضد رنج و اندوه نداریم. در آن حال که من گرفتار اندیشه‌های اندوه‌بار بودم، احساس کردم که باید با حرکات جسمانی بر رنج خود مسلط شوم. این عمل که دست خود را در فواصل زمانی معین بلند کنم گویی برای اندیشه‌ام لالایی می‌خواند و بر روحم که در آن طوفان می‌غرید مثل جزر و مد آرامش می‌بخشید و هیجانات آن را منظم می‌کرد. هر سوزنی که فرو می‌بردم رازی از من با خود داشت، می‌فهمید؟ در واقع، هنگامی که آخرین نشیمن صندلی‌های خود را گلدوزی می‌کردم بیش از حد در فکر شما بودم! بله دوستِ من، بسیار زیاد. آنچه را که شما در دسته گل‌های خود بیان می‌کنید، همان را من در نقشه‌های گلدوزی خود می‌گفتم.
زنبق دره

کتاب‌های اونوره دو بالزاک

۲۷ کتاب

کلنل شابر
کلنل شابر

Colonel Chabert

بدون امتیاز
Old Man Goriot
Old Man Goriot

Old Man Goriot

بدون امتیاز
گرنادیر
گرنادیر

Gernadir

بدون امتیاز

نقل‌قول‌های اونوره دو بالزاک

مردان چاره غم‌های خود را در اشتغالات زندگی‌شان پیدا می‌کنند، جنب و جوش کارها فکرشان را منصرف می‌دارد، ولی ما زن‌ها هیچ تکیه‌گاهی در روح خود بر ضد رنج و اندوه نداریم. در آن حال که من گرفتار اندیشه‌های اندوه‌بار بودم، احساس کردم که باید با حرکات جسمانی بر رنج خود مسلط شوم. این عمل که دست خود را در فواصل زمانی معین بلند کنم گویی برای اندیشه‌ام لالایی می‌خواند و بر روحم که در آن طوفان می‌غرید مثل جزر و مد آرامش می‌بخشید و هیجانات آن را منظم می‌کرد. هر سوزنی که فرو می‌بردم رازی از من با خود داشت، می‌فهمید؟ در واقع، هنگامی که آخرین نشیمن صندلی‌های خود را گلدوزی می‌کردم بیش از حد در فکر شما بودم! بله دوستِ من، بسیار زیاد. آنچه را که شما در دسته گل‌های خود بیان می‌کنید، همان را من در نقشه‌های گلدوزی خود می‌گفتم.

این نقطه اشتراک زنها و فرشته هاست که رنج بشریت بر دوش آنهاست.

چه کسی می‌تواند به یقین بگوید که بین قلب‌های سرد و خشکیده و جمجمه‌های تهی ، دیدن کدام یک نفرت انگیزتر است؟

افرادی هم هستند که مزدور صفت به دنیا آمده اند و هیچ خوبی ای در حق دوستان و نزدیکان شان نمی‌کنند، چون این وظیفه شان است؛ در حالی که با خدمت به غریبه‌ها خودستایی شان ارضا می‌شود: هر چقدر کانون عواطف شان به ایشان نزدیک‌تر باشد، کم‌تر محبت می‌کنند؛ هر چقدر دورتر باشد، علاقه و توجه بیشتری نشان می‌دهند!

« موفق خواهم شد! » این جمله ای است که هر قمار باز و هر سرداربزرگی در جنگ می‌گوید ،جمله ای که اگر کسانی را نجات داده است، از آن طرف باعث نابودی عده ی زیادی شده است.