گاهیاوقات، قدمهایمان را با هم برمیداریم؛ چون دیدن پاهایی که با هم به جلو قدم میگذارند و احساس اینکه این حرکت مشترک، ما را یکی میکند، قشنگ است.
۲ کتاب
گاهیاوقات، قدمهایمان را با هم برمیداریم؛ چون دیدن پاهایی که با هم به جلو قدم میگذارند و احساس اینکه این حرکت مشترک، ما را یکی میکند، قشنگ است.
در هر لحظه و هر وقت، برای هر فردی از افراد ملت، این امکان هست که درستی موضع اجتماعیاش را بررسی کند. برای این کار فقط کافی است که موقعیت خود را با موقعیت همسایگانش بسنجد. وقتی این دو موقعیت، دیگر همسان نبودند، آنوقت متوجه میشود که توازناجتماعی بههمخورده و بیعدالتی برقرار شده است. اما چه در زمان بدبختی و چه در زمان نیکبختی، اگر موقعیتها یکسان باشند، این فرد متوجه سرنوشت کامل اجتماعش خواهد شد و در آن ناگزیر شرکت خواهد کرد؛ زیرا نابرابری همیشه برابر است با بیعدالتی.
از یک اولین حرف میزنند، چون دارند به آخرینش نزدیک میشوند.
از هم جدا شدیم و او به دیگران پیوست.
کسیکه واقعا دوست بدارد، این دوستداشتن را بدون هیچ تبعیضی انجام میدهد.