خوندن هر کتاب جدید مثل این می‌مونه که یه راز عظیمو خونده باشی

- خاطرات صددرصد واقعی یک سرخ‌پوست پاره‌وقت
- شرمن الکسی
تقویم مطالعه ۱۳۹۸ X
مرداد
شهریور
مهر
تقویم مطالعه شما
ثبت نام کنید یا وارد سایت شوید
عنوان تاریخ چند صفحه خوندی تا صفحه
hedgehog

اول سکوت است و بعد عجیب غریب‌ترین صدای موسیقیایی شنیده می‌شود. صدایی بم، اسرارآمیز و ریتمیک. صدایی که هیچ وقت شبیه اش را نشنیده بودم. میخکوب شده ام. گوش می‌کنم و سعی میکنم سر از قاعده اش در بیاورم. پرنده‌ها یک آواز را بارها و بارها می‌خوانند. اما خواندن این‌ها فرق می‌کند با این حال معلوم است که همینجوری و الکی نیست. گاهی فریاد غم انگیزی است، گاهی زمزمه ای ملایم. از ته دل می‌خوانند و هدف بزرگی دارند. کاملا مشخص است که معنای اسرار آمیزی دارد….


hedgehog

به همه‌ی آن نهنگ‌هایی فکر می‌کنم که سلطان دریاها بودند و در دریاها با شادی شنا می‌کردند. غیراز ماهی‌های مرکب غول پیکر دشمن دیگری نداشتند. بعد یک مرتبه انسان ظالم شروع کرد که به کشتن آن‌ها، قرن‌ها و قرن‌ها و قرن‌ها. هزار تا هزار تا شکارشان کرد تا بالاخره چند نوع آن‌ها تقریبا از بین رفت. بی خود نیست که این جانوران بیچاره این هم ناله و شکوه می‌کنند.


Nadiya79

قاعده بیست و دوم: عاشق حقیقی خدا وارد میخانه که بشود،آنجا برایش نمازخانه میشود،اما آدم داۓم الخمر وارد نمازخانه هم که بشود،آنجا برایش میخانه میشود. در این دنیا هرکاری که بکنیم،مهم نیمان ایت نه صورتمان!


Nadiya79

به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق
خود به تنهایی دنیاست عشق
یا درست در میانش هستی،در اتشش
یا بیرونش هستی در حسرتش


hedgehog

همیشه امیدواریم آدم‌ها و عادت‌هایی که دوستشون داریم هیچ‌وقت نمی‌رن و تموم نشن، نمی‌فهمیم تنها چیزی که اون رفتارها رو سالم و بی‌نقص نگه می‌داره، ترک ناگهانی اون‌هاست، بدون هیچ جانشین یا تغییری، قبل از اینکه اون‌ها بتونن ما رو به حال خودمون رها کنن یا ما اون‌ها رو. هر چیزی که ادامه پیدا می‌کنه بد میشه، ما رو خسته می‌کنه، به‌ش پشت می‌کنیم، دل‌زدن و فرسوده‌مون می‌کنه. چه بسیار افرادی که زمانی جون‌مون به جون‌شون بسته بود اما کنار رفتن. چه بسیار روابطی که ضعیف شدن و بی‌هیچ دلیل محکم یا واضحی از بین رفتن. تنها کسایی که ما رو رها و ناامید نمی‌کنن اون‌هایی هستن که از ما چیزی بردن. تنها کسایی رو که رها نمی‌کنیم اون‌هایی هستن که ناگهان ناپدید می‌شن و فرصتی ندارن که برای ما درد و ناامیدی بیارن. موقعی که این اتفاق می‌افته موقتاً مأیوس می‌شیم، چون فکر می‌کنیم می‌تونستیم زمان طولانی‌تری کنارشون باشیم، بدون هیچ تاریخ انقضای قابل پیش‌بینی‌ای. این اشتباه و البته قابل درکه. تداومْ همه‌چیز رو تغییر می‌ده. مثلاً چیزی که دیروز برامون جالب بوده امروز ممکنه باعث رنج و عذاب‌مون باشه. واکنش ما به مرگ نزدیکان‌مون مشابه واکنش مکبث به خبر فوت همسرشه. به شکل معما‌گونه‌ای جواب می‌ده "باید از ...


hedgehog

هیچ‌وقت نمی‌تونیم دقیقاً بگیم چی یا کی برامون مهم میشه. اعتقادات ما همیشه بی‌ثبات و شکننده‌ن، حتی اون‌هایی که به تصورمون خیلی قوی هستن. احساسات‌مون هم همین‌طور. نباید به خودمون این قدر اعتماد داشته باشیم.


hedgehog

اون‌هایی که ما رو دوست دارند همیشه یک جورهایی امتداد ما هستند.


hedgehog

این یکی دیگر از مشکلات فرد مصیبت دیده است: اثرات فاجعه روی فرد بازمانده بسیار بیشتر از صبوری آن‌هایی است که آماده‌ی شنیدن حرف و همراهی با او هستند. حمایت بی‌قید و شرط آدم‌ها آن‌قدرها ادامه نمی‌یابد و سرانجام رنگ یکنواختی به خود می‌گیرد. بنابراین دیر یا زود فرد مصیبت دیده تنها می‌ماند آن هم موقعی که هنوز سوگوار است یا زمانی که دیگر اجازه ندارد درباره‌ی آن‌چه در دنیای تنهایی برایش باقی مانده حرف بزند، چون آن حرف‌ها برای دیگران غیرقابل تحمل و ناخوشایند است.


hedgehog

می‌دونی یکی از بدترین موقعیت‌هایی که آدم توش گیر می‌کنه چیه؟ این‌که نتونی از طرف عصبانی بشی یا تقصیر رو گردنش بندازی. نتونی ازش متنفر باشی.


hedgehog

عجیب است که عادت‌های ما این‌قدر در مقابل تغییر مقاومت می‌کنند. حتی وقتی آن تغییرات برای بهتر شدن باشند.


بازم نشون بده