خوندن هر کتاب جدید مثل این می‌مونه که یه راز عظیمو خونده باشی

- خاطرات صددرصد واقعی یک سرخ‌پوست پاره‌وقت
- شرمن الکسی
تقویم مطالعه ۱۳۹۶ X
شهریور
مهر
آبان
تقویم مطالعه شما
ثبت نام کنید یا وارد سایت شوید
عنوان تاریخ چند صفحه خوندی تا صفحه

عشق میان غریبه‌ها تنها در چند دقیقه شکل می‌گیرد و می‌تواند یک عمر دوام بیاورد.


تنهایی و افسردگی مانند شنا کردن و غرق شدن هستند. سالها پیش در مدرسه یاد گرفتم که گل‌ها بعضی وقتها از درون میشکفند.


عشق مثل زندگی‌ست، با این تفاوت که قبل از زندگی شروع می‌شود و با اتمام آن نیز هنوز ادامه دارد. ما فقط در این میان می‌آییم و می‌رویم.


مدتی بیش از حد طولانی انسان بوده ام،
دیگر تحملش نمی‌کنم،
دیگر امتحانش نمی‌کنم.


کامیه گفت: "در واقع ما از همه چیز با هم حرف زدیم غیر از خودمان."


و در لحظات بد به دست‌هایشان وفادار مانده بودند، دست‌هایی که آدم نمی‌توانست بگوید چه چیزی را می‌دهند و چه چیزی را تنگ در آغوش می‌گیرند، آن قدر که همه چیز مغشوش بود.


کامیه عزیز، من آواره‌ای هستم که تو با آن محبت همیشگی‌ات مرا یدک می‌کشی.


زندگی از این موقعیت‌ها زیاد دارد که در آن‌ها کلمات بسیار ساده و قابل فهم کمی وقت می‌برند تا تمامی عطرشان را آزاد کنند.


من هرگز به قدر کافی با خودم حرف نزده‌ام، هرگز به قدر کافی به حرف‌هایم گوش نداده‌ام، هرگز به قدر کافی به خودم جواب نداده‌ام، هرگز به قدر کافی برای خودم دل نسوزانده‌ام.


این مورفی‌ها، مالوی‌ها و مالون‌ها دیگر هیچ کدام فریبم نمی‌دهند. آن‌ها باعث شدند وقتم را تباه کنم، بی دلیل و به عبث رنج بکشم، و از آن‌ها حرف بزنم، در حالی که برای حرف نزدن و سکوت کردن، می‌بایست از خودم و فقط از خودم حرف می‌زدم.


بازم نشون بده