خوندن هر کتاب جدید مثل این می‌مونه که یه راز عظیمو خونده باشی

- خاطرات صددرصد واقعی یک سرخ‌پوست پاره‌وقت
- شرمن الکسی
بازی نویسنده را حدس بزن
تقویم مطالعه ۱۳۹۶ X
آذر
دی
بهمن
تقویم مطالعه شما
ثبت نام کنید یا وارد سایت شوید
عنوان تاریخ چند صفحه خوندی تا صفحه

از لطف کردن متنفرم. از مردمی هم که به لطف کردن افتخار می‌کنند متنفرم. ادم‌های از خود متشکری که با بخشیدن چند سنت ادعای مهربانی می‌کنند. آنها نفرت انگیزند.


بچه‌ها فکر می‌کنند هر اتفاق بدی که می‌افتد تقصیر آنهاست ، من هم از این قاعده مستثنی نبودم ، همچنین بچه‌ها با وجود همه شواهد بدی که وجود دارد معتقدند که همه چیز به خوبی و خوشی تمام می‌شود ، در این مورد هم با آنها فرقی نداشتم.


پرنده‌ها بیشتر از آدم‌ها غم و غصه می‌خورن… پرنده‌ها مثل ما گریه می‌کنن… اون‌ها یه روح درونی دارن که آروم و قرار رو ازشون می‌گیره.


دنیای پرنده ها، یه دنیای نامرئی و ناشناخته‌س… هر چه بیشتر توش فرو بری، بیشتر از دنیای خودت دور میشی. ‌. . هر چه بیشتر دنبالش بری بیشتر خودتو فراموش می‌کنی


به هر جایی که رفته ام، خیال کرده ام در جای دیگه ای هستم… این باعث میشه که آدم در هیچ جایی نباشه… با این حساب، من در هیچ جایی نبوده ام… پس این جا هم نیستم.


توی این دنیا هیچ دو انسانی واقعا به هم نزدیک نیستن… انسان تنها در حالت خود فریبی، به انسان نزدیکه… ما طوری آفریده شدیم که نتونیم با هیچ چیزی احساس نزدیکی بکنیم… باید خوشحال باشیم اگه بتونیم یه کم به خودمون یا اشیای دیگه نزدیک بشیم و احساس نزدیکی بکنیم.


او به دنبال مردی است که به یک کتاب بزرگ بماند… به چشمانش بنگرد و دنیا را در آن بخواند…


این دختر، یه روحیه که انگار آب، روشنای خودش بهش داده… مِه، لطافت خودش رو، و تاریکی، راز خودش رو بهش داده… وقتی کنارش وای‌می‌ستی، نمی‌شه دوستش نداشته باشی…


انسان می‌تواند از راه عشق، پوچی همه‌ی چیزهای دیگر را دریابد… حتی پوچیِ خودش را.


هر چه بیشتر می‌گذرد بیشتر احساس می‌کنم که مثل نامه‌ای شده‌ام که این‌جا پستم می‌کنند و آن‌جا تحویلم می‌گیرند. نامه ای که به نشانی هیچ کس نیست.


بازم نشون بده