
۵ کتاب
جری اسپینلی نویسنده آمریکایی ادبیات کودک و نوجوان است؛ با رمانهایی درباره نوجوانی، تفاوت و شجاعت فردی شناخته میشود. زندگی و خاستگاه او با نوریستاون، پنسیلوانیا، آمریکا پیوند دارد و همین زمینه در شکلگیری نگاه و جهان آثارش بیاثر نیست.جری اسپینلی نویسنده آمریکایی ادبیات کودک و نوجوان است؛ با رمانهایی درباره نوجوانی، تفاوت و شجاعت فردی شناخته میشود. زندگی و خاستگاه او با نوریستاون، پنسیلوانیا، آمریکا پیوند دارد و همین زمینه در شکلگیری نگاه و جهان آثارش بیاثر نیست. آثار او مدرسه، دوستی، طرد شدن، محبوبیت و پیدا کردن صدای شخصی را دنبال میکنند.
غیر قابل بیان بود. او امروز بود. فردا بود. ملایمترین عطر یک گل کاکتوس، و سایهی گریزان یک پریْجغد بود. نمیدانستیم چطور تعبیرش کنیم. در فکرهایمان سعی میکردیم او را مثل پروانه به تکهای چوبپنبه سنجاق کنیم، اما سنجاق فقط از بدنش رد میشد و او به دوردستها پرواز میکرد.
۵ کتاب
غیر قابل بیان بود. او امروز بود. فردا بود. ملایمترین عطر یک گل کاکتوس، و سایهی گریزان یک پریْجغد بود. نمیدانستیم چطور تعبیرش کنیم. در فکرهایمان سعی میکردیم او را مثل پروانه به تکهای چوبپنبه سنجاق کنیم، اما سنجاق فقط از بدنش رد میشد و او به دوردستها پرواز میکرد.
میخندید، وقتی هیچ مایهی خندهای وجود نداشت. میرقصید، وقتی هیچ موسیقیای شنیده نمیشد. هیچ دوستی نداشت، تا آن زمان، او بیدوستترین آدم مدرسه بود.
عاشق زندگی در دنیای بدون ساعت هستم. قید و بندها از بین رفتهاند. مثل سگ کوچولوی بدون قلادهای در چمنزار زمان هستم. وقتی امروز صبح، به بالا آمدن خورشید نگاه میکردم، حس قرابت جدیدی نسبت به آن به من دست داد. چیزی ابتدایی در من بیدار شد، چیزی که خود طلوع خورشید را به یاد من میآورد، پیش از آنکه دقیقهها و برنامههای زمانی و تقویمها وجود داشته باشند، پیش از آنکه حتی کلمهای مثل « صبح» به وجود آمده باشد.
آدم تا موقعی که از عشق و دلبستگی دیگران برخوردار نشده، زندگی واقعی نکرده.
عاشقت خواهم بود، اما به خاطر تو از خودم دست نمیکشم. نمیتوانم بدون پایبندی و وفاداری به خودم، به تو وفادار باشم.