شاهرخ گیوا

۳ کتاب

شاهرخ گیوا

هنوز توضیحی ثبت نشده است.

”
خوش به حال پرنده ها، فقط یکی دو هجا بلدند و تمام ِ عمرشان همان را جیغ می‌کشند. کسی هم نیست خفه شان کند…کسی هم نیست وادارشان کند تا طور دیگری جیغ بکشند.
اندوه مونالیزا

کتاب‌های شاهرخ گیوا

۳ کتاب

نقل‌قول‌های شاهرخ گیوا

خوش به حال پرنده ها، فقط یکی دو هجا بلدند و تمام ِ عمرشان همان را جیغ می‌کشند. کسی هم نیست خفه شان کند…کسی هم نیست وادارشان کند تا طور دیگری جیغ بکشند.

همیشه گوشه هایی ، اتفاق هایی از گذشته‌ها هست که وادارت می‌کند دوباره و چندباره زنده شان کنی، انگار نتوانسته ای آن واقعه را در زمان خودش آنطور که باید ببینی و یا زندگی کنی. انگار گوشه ای یا لحظه هایی از آن را نبوده ای و جامانده ای. شاید برای همین است که آن گذشته‌های دور، گاه و بی گاه، خودشان را به دیوار ذهن می‌کوبند که زنده کن ما را!

لحظات نادری هستند در زندگی که نمی‌شود آن طور که هستند شرحشان دادحتی وقتی شرح می‌دهی دائم فکر می‌کنی مبادا بی ره گفته باشی. چنین اتفاقاتی را فقط می‌شود گفت اینطور بود یا آنطور والسلام! با اسن حال همیشه یک ویری وادارت می‌کند آن اتفاق را برای کسی یا کسانی بازگو کنی. شاید برای این می‌گویی تا بدانی بالاخره یکی پیدا می‌شود آن چیزی را که تو دیده ای ببیند؟اما دریغ اغلب اوقات از عکس العمل آن مخاطب سرخورده می‌شوی یا حتی پشیمان!

اعتماد طلاست؛ مفت نمیشه خریدش. با این حال عین هندونه می‌مونه ، حتی وقتی خریدیش نمی‌تونی خاطر جمع باشی که تو دلش قرمزه

زن مث بره س! بره چوپون می‌خواد که تیمارش کنه نه یه سگی که دندونِ بگیر داشته باشه!