۸ کتاب
ماکس فریش نویسنده و نمایشنامهنویس سوئیسی است؛ از چهرههای مهم ادبیات آلمانیزبان قرن بیستم است. او با زوریخ، سوئیس پیوند دارد و همین زمینه، مستقیم یا غیرمستقیم، در نوع نگاه و جهان روایی او دیده میشود.ماکس فریش نویسنده و نمایشنامهنویس سوئیسی است؛ از چهرههای مهم ادبیات آلمانیزبان قرن بیستم است. او با زوریخ، سوئیس پیوند دارد و همین زمینه، مستقیم یا غیرمستقیم، در نوع نگاه و جهان روایی او دیده میشود. آثار او با هویت، نقش اجتماعی، دروغ، عشق و ناتوانی انسان در شناخت خود درگیرند.
آدمها آمدن افسردگی را هفتهها پیشتر بو میکشند، مثل سگها که زلزله را حس میکنند، زلزله ای که هر ساخته ای را دوباره ویران میکند.
۸ کتاب
آدمها آمدن افسردگی را هفتهها پیشتر بو میکشند، مثل سگها که زلزله را حس میکنند، زلزله ای که هر ساخته ای را دوباره ویران میکند.
خودکشی امیدی واهی است،خودکشی یعنی: به ناچار پرواز کردن با این اطمینان که خلا مرا نگه خواهد داشت، یعنی پرواز بدون بال،پرش به سوی نیستی، به سوی زندگی ای تجزیه نشده، به سوی گناه ناشی از غفلت، به سوی خلا به مثابه تنها امکانی که جزیی از وجود من است و مرا نگه میدارد. .
برای از بین بردن دیگری، یا دست کم کشتن روح او، راههای گوناگونی وجود دارد و در سراسر دنیا پلیسی نیست که از اینجور قتلها سر در بیاورد. برای اینطور قتلها یک کلمه کافیست، فقط کافی است به موقع صراحت کلام داشته باشی یا لبخند بزنی. کسی نیست که نشود با لبخند یا با سکوت نابودش کرد.
بزرگی کشورها را با مساحت و تعداد جمعیتشان نمیسنجند. بزرگی کشور ما از عظمت اندیشه آن ناشی میشود.
گاهی احساس میکنم نوشتن به پوست انداختن مار میماند. بله همین است. آدم نمیتواند خودش را بنویسد ، فقط میتواند پوست بیندازد. ولی این پوست مرده به کار چه کسی میآید!