
۱۱ کتاب
هنری میلر نویسنده آمریکایی است؛ چهرهای شورشی که مرز میان رمان، خاطره، جستار و اعتراف را در آثارش کمرنگ کرد. او در نیویورک به دنیا آمد و سالهای مهمی را در پاریس گذراند؛ شهری که به آزادی نوشتاری و شکلگیری صدای ادبیاش کمک کرد.هنری میلر نویسنده آمریکایی است؛ چهرهای شورشی که مرز میان رمان، خاطره، جستار و اعتراف را در آثارش کمرنگ کرد. او در نیویورک به دنیا آمد و سالهای مهمی را در پاریس گذراند؛ شهری که به آزادی نوشتاری و شکلگیری صدای ادبیاش کمک کرد. میلر از ادبیات منظم و مؤدب فاصله گرفت و تجربه بدن، فقر، میل، هنر و سرگردانی را با زبانی بیپروا نوشت.
میپرسیدم، آیا میدانند که مردم امریکا با تمام تجمل ساختهی ماشین و راحتیهایش، چه تهی، بیآسایش و بدبختاند.
۱۱ کتاب
میپرسیدم، آیا میدانند که مردم امریکا با تمام تجمل ساختهی ماشین و راحتیهایش، چه تهی، بیآسایش و بدبختاند.
Nero (آب): نخستین کلمهی یونانی بود که یاد گرفتم، و چه کلمهی قشنگی.
دوست دارد کارها را با دستانش، با تمام پیکرش انجام دهد، و میتوانم به راحتی بگویم با دل و جانش.
غذا… غذا چیزی بود که به آن علاقهای شهوانی داشت. از زمان کودکیاش از غذای خوب لذت برده بود، و گمان میکنم تا دم مرگ همچنان از آن لذت خواهد برد.
اگر ناغافل او را کنجکاوانه زیرنظر میگرفتی، احساس میکردی جایی بیجنبش نشسته و فقط چشم گرد عقابیاش مراقب است، که او پرندهای است به خواب مصنوعی برده شده یا که خودش خودش را خواب کرده، و سرپنجههایش به مچ غولی نامریی بسته است، غولی چون زمین.