جوی کاولی

۱ کتاب

جوی کاولی

زادگاه
Levin
زادروز
۱ ژانویهٔ ۱۹۳۶

هنوز توضیحی ثبت نشده است.

”
مارمولک تندتند غذا می‌خورد و صدای ملچ و ملوچش بلند بود. مار چندشش شد و چشم هایش را بست. مارمولک گفت: « چی شده؟» مارگفت: « اگر واقعأ دلت می‌خواد بدونی، باید بگم که به نظر من حال به هم زنه. » « حال به هم زن؟» مار گفت: « غذات رو که با دهان باز می‌جوی، به چونه ت هم پای مگس چسبیده. »
مار و مارمولک

کتاب‌های جوی کاولی

۱ کتاب

نقل‌قول‌های جوی کاولی

مارمولک تندتند غذا می‌خورد و صدای ملچ و ملوچش بلند بود. مار چندشش شد و چشم هایش را بست. مارمولک گفت: « چی شده؟» مارگفت: « اگر واقعأ دلت می‌خواد بدونی، باید بگم که به نظر من حال به هم زنه. » « حال به هم زن؟» مار گفت: « غذات رو که با دهان باز می‌جوی، به چونه ت هم پای مگس چسبیده. »