
۱۸ کتاب
فردریک بکمن نویسنده و روزنامهنگار سوئدی است که با رمانهای گرم، طنزآمیز و انسانیاش شناخته میشود. او در استکهلم به دنیا آمد و ابتدا با نوشتن در وبلاگ و مطبوعات توجه خوانندگان را جلب کرد.فردریک بکمن نویسنده و روزنامهنگار سوئدی است که با رمانهای گرم، طنزآمیز و انسانیاش شناخته میشود. او در استکهلم به دنیا آمد و ابتدا با نوشتن در وبلاگ و مطبوعات توجه خوانندگان را جلب کرد. شهرت جهانی بکمن با «مردی به نام اوه» آغاز شد؛ رمانی درباره مردی عبوس و تنها که زیر ظاهر خشنش زخمی عمیق و قلبی مهربان پنهان کرده است.
« آدمها گاهی میگویند غم چیزی روانی است، اما گیر افتادن در دام آن یک مسئله فیزیکی است. اولی زخم است و دومی عضوی قطع شده. یک گلبرگ پژمرده در برابر یک ساقهی شکسته. وقتی خودت را بکشانی سمت چیزی که عاشقانه دوست داری، در ریشههای آن شریک میشوی. ما دربارهی از دست دادن عزیزان حرف میزنیم. میتوانیم زمان بدهیم تا درمان شود، اما حیات مجبورمان میکند به زندگی ادامه دهیم، آن هم به خاطر یک قانون اساسی: درختی که تنهاش بشکند محکوم است به نابودی. »
۱۸ کتاب
« آدمها گاهی میگویند غم چیزی روانی است، اما گیر افتادن در دام آن یک مسئله فیزیکی است. اولی زخم است و دومی عضوی قطع شده. یک گلبرگ پژمرده در برابر یک ساقهی شکسته. وقتی خودت را بکشانی سمت چیزی که عاشقانه دوست داری، در ریشههای آن شریک میشوی. ما دربارهی از دست دادن عزیزان حرف میزنیم. میتوانیم زمان بدهیم تا درمان شود، اما حیات مجبورمان میکند به زندگی ادامه دهیم، آن هم به خاطر یک قانون اساسی: درختی که تنهاش بشکند محکوم است به نابودی. »
زندگی چیز ترسناک عجیبی است. همه وقتمان را صرف کنترل آن میکنیم اما اتفاقاتی ما را شکل میدهند که هیچ کنترلی بر آنها نداریم.
می گویند شخصیت هرکس برآیندی است از تجربیات او. اما این حقیقت ندارد؛ نه کاملاً، چون اگر بنا بود تنها با گذشته مان تعریف شویم، نمیتوانستیم خودمان را تحمل کنیم. باید بتوانیم خود را مجاب کنیم که ما چیزی بیشتر از فقط و فقط اشتباهات دیروزمان هستیم: انتخاب بعدی مان، فردایمان.
خواهش میکنم وقتی که منو شناختی از من متنفر نشو
خانهها با انصاف بودند ؛ به تو چیزی را میدادند که لایقش هستی. چیزی که متاسفانه در باره ادمها نمیتوان گفت.