۱ کتاب
هنوز توضیحی ثبت نشده است.
وقتی تو تار عنکبوت گیر میافتیم -بین اولین و دومین شانس زندگی- همونطور که خیالبافی میکنیم، حاضریم به کمترینها، حتی به شنیدن صداش بسنده کنیم. -انگار این خود زمانه که بین اون دو شانس زندگی قرار میگیره. - بوییدنش، تماشا کردنش، حس حضورش، اطمینان از این که هنوز در افق ماست و به کل ناپدید نشده برامون کافیه. غافل از این که چنان دور شده که حتی به گرد پاهای گریزونش هم نمیرسیم.
۱ کتاب
وقتی تو تار عنکبوت گیر میافتیم -بین اولین و دومین شانس زندگی- همونطور که خیالبافی میکنیم، حاضریم به کمترینها، حتی به شنیدن صداش بسنده کنیم. -انگار این خود زمانه که بین اون دو شانس زندگی قرار میگیره. - بوییدنش، تماشا کردنش، حس حضورش، اطمینان از این که هنوز در افق ماست و به کل ناپدید نشده برامون کافیه. غافل از این که چنان دور شده که حتی به گرد پاهای گریزونش هم نمیرسیم.
مهم نیست که بعضی اعمال آدمها بنا به عرف، ثبت نشده و نادیده گرفته میشه. آدمها همیشه میخوان روی هم تأثیر بذارن، هر چند غالبا شکست میخورن. روی پوستی، داغ گل زنبقی بذارن که جاودان بمونه و متهم رو محکوم کنه و احتمالا جنایات بیشتری رو دامن بزنه.
جنایتها در زندگی روزمره پراکندهتر و بافاصلهتر شدهاند، یکی این جا، یکی آن جا. چون به تدریج روی وجدانمان تأثیر میگذارند، کمتر باعث خشم یا برانگیختن موجی از اعتراض میشوند، هر قدر هم بیوقفه رخ داده باشند. در غیر این صورت جامعه چهطور میتوانست با وجود آنها دوام بیاورد؟ جامعهای که از روز ازل تا کنون از افرادی شبیه به آنها با همین ماهیت اشباع شده است.
خیلی بد است که هر کشوری اینهمه آدم ناهمخوان در سنین مختلف دارد که هر کدام به حال خود رها شدهاند و در کل درد مشترکی ندارند. کیلومترها یا چه بسا سالها و قرنها از هم دورند. هر کدام با افکار و هدفهای خاص خودشان تنها هستند و به روشهای مشابهی برای دزدی، فریب، قتل یا خیانت به دوستان، همکاران، برادرها، خواهرها، زوجها، بچهها، شوهرها، همسرها یا معشوقهایشان که زمانی بسیار آنان را دوست داشتند، روی میآورند.
جرایم بی مجازات مونده بیشتر از جرایمین که مجازات شدن. غیر از اونهایی که اتفاق افتادن و ما از اونها بیخبریم یا همچنان پنهون موندن. چون به ناچار، جرایم پنهان بیشتر از اونهایین که ثبت شدن و از اونها مطلع هستیم.