- نوشته محمد طلوعی
- ناشر افق
امتیاز ندادهاید
منوچهر محتشم که در سالهای جنگ جهانی دوم حملهی متفقین در رشت زندگی میکرده، تودهای بوده و بعد از کودتای سال ۳۲ مجبور به مهاجرت به آلمان میشود. چند سال بعد، از او میخواهند که به ایران برگردد و او نمیخواهد... ... رفت کاغذی آورد که بالایش نوشته بود گواهی انجام خدمت وظیفه. گرفتم. تا کردم و جیبم گذاشتم. پوط نفت را برداشتم و گفتم که بر میگردم. کبریت را هم برداشتم. پاپیام نشدند. تا کوچه بلورچیان دویدم. جنازه هنوز جلوی در بود. رویش نفت ریختم. کاغذ پایان خدمتم را توی جیب مرده گذاشتم و آتششان زدم. کلون زنانه را زدم و فرار کردم.
- تعداد صفحه
- ۱۲۸
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۶۹۲۹۴۰
- سال نشر
- ۱۳۸۶
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.