سال نو با نیکولا کوچولو

Histoires inedites de petit nicolas

امتیاز نداده‌اید

خیلی منتظر بابا شدیم، تا بالاخره در را باز کرد و آمد تو. معلوم بود زیاد خوشحال نیست، کلاهش کج شده بود، و روی کولش یه تنه درخت دراز بود با چند تا برگ در هم برهم. مامان پرسید: این است کاج کریسمست؟ بابا توضیح داد که همین بوده، ولی ماشین جلو درخت‌فروشی خراب شده و گفت مجبور شده با اتوبوس برگرده و آن هم زیاد راحت نبوده چون اتوبوس پر بوده از آقاهای درخت به دست...

تعداد صفحه
۱۲۶
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۶۳۵۸۸۶
سال نشر
۱۳۸۸
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.