امتیاز نداده‌اید

درویش به پسر می‌نگریست. خطوط ظریف چشمانش عجیب آشنا به نظر می‌رسید. کجا او را دیده بود؟ به پسر گفت: به غلام بگو زنبیل را بردارد و هر چه را که خود برای برادری که سال‌ها ندیده است نیکو می‌داند به میل خود بخرد و بیاورد...

تعداد صفحه
۵۱۲
شابک
۹۷۸۶۰۰۹۱۱۹۱۰۳
سال نشر
۱۳۸۸
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.