ماهک

۴۴۸ صفحه
امتیاز نداده‌اید

غروب بود. یکی از همان غروب‌های دل‌گیر که هر چند یک‌بار همچون بختک، سنگینی‌اش را بر قلب رامش می‌انداخت و راه نفسش را می‌بست. باز هم از دست این دنیا و مردمش دل‌سوخته بود. آن‌قدر که اگر آب همه اقیانوس‌ها را هم بر قلبش می‌ریختند دلش خنک نمی‌شد. پنجره را باز کرد و به آسمان چشم دوخت. دوست داشت دلتنگی خود را به باد بسپارد تا آن را به گوش خدا برساند و ...

تعداد صفحه
۴۴۸
شابک
۹۷۸۹۶۴۱۱۶۳۸۳۱
سال نشر
۱۳۸۸
نسخه‌ها
جلد کتاب ماهک
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.