گراکوس شکارچی

grakos the hunter & other stories

امتیاز نداده‌اید

مردی که در تابوت بود سرش را تکان داد و با حرکت خفیف دست صندلی را نشان داد و پس از آن‌که شهردار دعوت او را پذیرفت، گفت: طبیعی است که شهردار را می‌دانستم، ولی در اولین آنی که به خود می‌آیم، همیشه فراموش می‌کنم، همه چیز جلو چشمم می‌چرخد و بهتر آن است که از خود بپرسم آیا می‌دانم یا نه. شما نیز متحمل است بدانید که من گراکوس شکارچی هستم.

تعداد صفحه
۱۶۰
شابک
۹۷۸۹۶۴۹۴۵۰۱۷۹
سال نشر
۱۳۸۶
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.