دنیای قشنگ نو
Brave new world
- نوشته آلدوس هاکسلی
- ترجمه سعید حمیدیان
- ناشر نیلوفر
«دنیای قشنگ نو» نمایانترین اثر هاکسلی است. بعضی از منتقدان طنز این کتاب را بیش از حد تلخ و تند میدانند. پرخاش توفندهای که هاکسلی به صنعتگرایی دیوانهوار انسان امروز میکند، در عین حال هم امید او را به بشر و هم نومیدی او را از بشر نشان میدهد. به یک اعتبار در تحلیل آخر، این کتاب را باید خوشبینانه دانست زیرا با وجود تهدید همه جانبهای که حیات بشر را احاطه کرده است، هاکسلی به بقای او اعتقاد دارد. از طرف دیگر شاید بتوان گفت که هاکسلی «امروز» را هجو میکند نه آینده را. ناکجاآباد فردای او همین خرابآباد امروز ماست. «دنیای قشنگ نو» از اعقاب جمهوریت افلاطون است و به گفته یکی از ناقدان، هاکسلی اتوپیا را از آن جهت علم میکند که دیگر هرگز علم نشود. آخرین سخنش این است که امکان زیستن هست ولی اینگونه زیستن زندگانی نیست.
- تعداد صفحه
- ۲۸۶
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۴۴۸۰۶۸۳
- سال نشر
- ۱۳۹۰
- تعداد نقل قول
- ۱۷
نقل قولها و فعالیتها
۱۷ نقل قول
(ولی اشک و آه لازم است. خاطرتان نیست که اُتِللو چه میگوید: ( اگر از پسِ هر طوفان چنین آرامشهایی پدید میآیند، ایکاش بادها آنقدر بدمند تا مرگ را بیدار کنند.)
اگر آدم به چیزهایی اعتقاد دارد به این سبب است که نحوه شرطی شدنش حکم میکند که با آنها معتقد باشد. فلسفه یعنی این: پیدا کردن دلایل ناموجه برای چیزهایی که آدم به دلایل ناموجهِ دیگر به آنها اعتقاد پیدا کرده. اگر مردم به خدا معتقد باشند به این دلیل است که طوری شرطی شده اند که به خدا اعتقاد داشته باشند.
او فیلسوف بود، اگر بدانید که فیلسوف چه بود. ) وحشی بی معطلی گفت: (کسی که درباره چیزهایی خیالبافی میکند که در آسمان و زمین وجود ندارند.) کاملا همینطور است.
هلیکوپترها را نمیشود بدون فولاد ساخت- تراژدی را هم نمیشود بدون عدم ثبات اجتماعی ساخت.
به خاطر چی این یارو [شکسپیر] یه همچی متخصص تبلیغاتی عجیبی از آب دراومده بود؟ به این خاطر که در برابر خودش اینهمه چیزهای دیوانه وار و دردناک داشت که ازشون به هیجان بیاد. آدم باید دلش به درد بیاد و منقلب بشه؛ وگرنه نمیتونه عبارات واقعاً جالب و نافذِ اشعه ایکسی پیدا کنه.