کافکا و عروسک مسافر

Kafka y la muneca viajera

۱۱۰ صفحه۲ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

یک سال پیش از مرگ، فرانتس کافکا رابطه‌ی عاطفی شگرف و متفاوتی را تجربه کرد. یک صبح هنگام قدم زدن در پارک اشتلیتس برلین با دخترکی پریشان روبرو شد که سوزناک می‌گریست: او عروسکش را گم کرده بود. نویسنده مسخ برای آرام کردن دخترک داستانی می‌سازد: عروسک گم نشده بود، به مسافرت رفته بود، و او هم نامه رسانی بود که فردا اولین نامه عروسک مسافر را برای دخترک به پارک می‌آورد.

تعداد صفحه
۱۱۰
شابک
۹۷۸۹۶۴۸۰۲۹۸۳۳
سال نشر
۱۳۹۰
تعداد نقل قول
۲
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۲ نقل قول

« او واقعا باورش شده بود. اما باورپذیری بزرگترین دروغ هم بستگی به صداقتی دارد که به آن بیان می‌شود. - امّا چرا عروسکم برای شما نامه نوشته؟ این دوّمین سوال کلیدی بود. و او (کافکا) خود را برای پاسخ دادن به آن آماده کرده بود. پس بی هیچ تردیدی گفت: - چون من نامه رسان عروسک‌ها هستم. »

یک روز جناب کافکا، در حال قدم زدن در پارک، چشمش به دختر بچه‌ای افتاد که داشت گریه می‌کرد. کافکا جلو می‌رود و علت گریه ی دخترک را جویا می‌شود. دخترک همانطور که گریه می‌کرد پاسخ می‌دهد: عروسکم گم شده. کافکا با حالتی کلافه پاسخ می‌دهد: امان از این حواس پرت! گم نشده! رفته مسافرت. دخترک دست از گریه می‌کشد و بهت زده می‌پرسد: از کجا میدونی؟ کافکا هم می‌گوید: برات نامه نوشته و اون نامه پیش منه. دخترک ذوق زده از او می‌پرسد که آیا آن نامه را همراه خودش دارد یا نه؟ کافکا می‌گوید: نه. تو خانه‌ست. فردا همین جا باش تا برات بیارمش. کافکا سریعاً به خانه‌اش بازمی‌گردد و مشغول نوشتنِ نامه می‌شود و چنان با دقت که انگار در حال نوشتن کتابی مهم است. این نامه نویسی از زبان عروسک را به مدت سه هفته هر روز ادامه می‌دهد و دخترک در تمام این مدت فکر می‌کرده آن نامه‌ها به راستی نوشته عروسکش هستند. در نهایت کافکا داستان نامه‌ها را با این بهانه عروسک که « دارم عروسی می‌کنم» به پایان می‌رساند. این ماجرای نگارش کتاب « کافکا و عروسک مسافر» است. اینکه مردی مانند فرانتس کافکا سه هفته از روزهای سخت عمرش را صرف شادکردن دل کودکی کند و نامه‌ها را -به گفته همسرش دورا- با دقتی حتی بیشتر از کتابها و داستان هایش بنویسد؛ واقعا تأثیرگذار است. « او واقعا باورش شده بود. اما باورپذیری بزرگترین دروغ هم بستگی به صداقتی دارد که به آن بیان می‌شود. - امّا چرا عروسکم برای شما نامه نوشته؟ این دوّمین سوال کلیدی بود. و او (کافکا) خود را برای پاسخ دادن به آن آماده کرده بود. پس بی هیچ تردیدی گفت: - چون من نامه رسان عروسک‌ها هستم. »