پابرهنهها
- نوشته زاهاریا استانکو
- ترجمه احمد شاملو
- ناشر نگاه
هنگامی که پابرهنهها منتشر شد، درخشش تند آنچنان بود که چهره استانکو را به عنوان «شاعری تثبیتشده» یکسره در ظلمت فراموشی پنهان کرد! پابرهنههای یک صاعقه بود. چیزی غیرمنتظر و غافلگیرکننده، که در پرتو آن همهچیز بیرنگ مینمود. کتابی که به فاصله دو سال به بیش از سی زبان برگردانده شد.
- تعداد صفحه
- ۷۳۶
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۶۱۷۴۷۹۵
- سال نشر
- ۱۳۸۸
نقل قولها و فعالیتها
این رمان شاید بتوان گفت یکی از برجستهترین آثاریست که بتوان برای ادراک فقر و لمس آن خواند خصوصا برای فردی که فقر را لمس کرده باشد این اثر تداعی کننده تجارب گذشته است روایت صمیمانه و خط سیر شلوغ و پرهیاهوی داستان که از ابتدا به معرفی اشخاص میپردازد و این روند ادامه دار موجب گره خوردن خواننده با داستان میشود تو گویی به همان محیط منتقل شده است و نیز همدردی با شخصیتها که در زیر سیلاب ظلم و ستم واقع گشتهاند و هر آن مصیبتی بر آنها نازل میشود که فرد با خود میگوید آیا بدتر از این هم ممکن هست؟ و بدتر هم ممکن میشود ولی بنطرم این اثر در یک جلد ناکامل و این داستان شایسته ادامهدار شدن بود