دلبند
Beloved
- نوشته تونی موریسون
- ترجمه شیریندخت دقیقیان
- ناشر چشمه
روی ساحل رودخانه، در خنکای یک شب تابستانی، دو زن زیر بارشی از نقره آبیفام مبارزه کردند. آنها اصلا انتظار دیدن دوباره یکدیگر را در این دنیا نداشتند و در آن لحظه همه چیز برایشان بیتفاوت بود. ولی آنجا، در آن شب تابستانی، در میان سرخسهای آبی رنگ با همکاری یکدیگر کار شایسته و خوبی انجام داده بودند. اگر قراولی از آنجا میگذشت با دیدن آن دو زن بدون آتش و بیجا و مکان و همراهی خلاف قانون یک زن برده و زن سفیدی با پاهای برهنه و موهای آشفته که نوزادی ۱۰ دقیقهای را لای لباسهایشان پیچیده بودند، آنها را ریشخند میکرد. از متن کتاب
- تعداد صفحه
- ۴۰۸
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۶۱۹۴۸۹۲
- سال نشر
- ۱۳۸۸
- تعداد نقل قول
- ۶
نقل قولها و فعالیتها
۶ نقل قول
زندگی در بردگی؛ زندگی در آزادی هر روز یک آزمون و یک رنج بود. در دنیایی که حتی اگر آدم مشکلگشا باشد مشکلزا نیز هست، نمیشود روی هیچ چیزی حساب کرد.
کسایی که با زجر میمیرن، زیر خاک بند نمیشن.
- عشق تو زیادی سنگینه. + زیادی سنگینه؟ یا عشق وجود داره یا نداره. عشق سبک که دیگه عشق نیست.
رسیدن به جایی که در آن میشد هرچه را که میخواست دوست بدارد و دلبستگی نیازی به گرفتن اجازه نداشت. و آزادی همین بود.
ندانستن دشوار بود. دانستن دشوارتر از آن.
سه روز پیش به صفحه 335 دلبند تونی موریسون. ترجمه شیریندخت دقیقیان رسیدم. آنجایی که شماره شش خنده اش را قطع میکند و فریاد میکشد: شماره هفت! شماره هفت! …به خاطر شماره هفت از سه روز پیش تا به حال خوشحالم. فهمیده ام که آزادی از عشق نیز برتر است. آزادی. آزادی. آزادی.