طرلان

۲ از ۵ · ۲ رأی۳۳۶ صفحه
امتیاز نداده‌اید

شش سال بود که داشت زجر می‌کشید، خودش را شکنجه می‌کرد. هر شب مشت محکمی به روی خواسته‌های دلش که فریاد زنان خورشید را از او طلب می‌کرد می‌کوفت و صدایش در نمی‌آمد. برای اینکه نمی‌خواست شاهد بر هم شکستن باورها و غروب خورشیدش باشد و اکنون با ناباوری داور را می‌دید که از گرد راه نرسیده می‌خواهد رازی را آشکار نماید که او آنطور با مهارت سعی در نهان کردنش نموده است. اما طرلان مصمم بود که نگذارد داور به هدفش برسد.

تعداد صفحه
۳۳۶
شابک
۹۷۸۹۶۴۶۱۰۴۲۰۴
سال نشر
۱۳۸۸
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.