رقص مردگان

۵ از ۵ · ۱ رأی۹۶ صفحه
امتیاز نداده‌اید

.... اما آرامش ندارم، بی صدا، مثل اینکه ترس داشته باشم، مقاومت می‌کردم و در همین لحضه چهره‌ای به من خیره شد، چهره‌ای فلاکت‌بار و در هم کشیده، با چشمان بی قرار و ملتهب .... یک دستش را بالا گرفته ..... آن مرد حضور مرا دریافت. دست‌هایش خواب رفته و ضعیف شده بود. یک لبخند سرد و تمسخرآمیز کنج دهان عمیقا کشیده شده او را چروک داده بود. هر دو کاملا ساکت در مقابل هم قرار گرفتیم ....

تعداد صفحه
۹۶
شابک
۹۷۸۹۶۴۲۸۳۷۰۹۰
سال نشر
۱۳۸۶
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.