مردی که نفسش را کشت

۳.۷ از ۵ · ۴ رأی۳۲ صفحه
امتیاز نداده‌اید

میرزاحسینعلی هر روز صبح سر ساعت معین، با سرداری سیاه، دگمه‌های انداخته، شلوار اتو زده و کفش مشکی براق گام‌های مرتب برمی‌داشت و از یکی از کوچه‌های طرف سرچشمه بیرون می‌آمد، از جلو مسجد سپهسالار می‌گذشت، از کوچه صفی‌علیشاه پیچ می‌خورد و به مدرسه می‌رفت.

تعداد صفحه
۳۲
شابک
۹۷۸۹۶۴۸۶۴۸۰۶۵
سال نشر
۱۳۸۴
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.