عقربهای کشتی بمبک
- نوشته فرهاد حسنزاده
- ناشر افق
تا حالا نقشه کشیدین؟ مثلا نقشه آدم ربایی؟ ما نقشه کشیدیم: من و بچههای باند عقرب. یه شب که هوا یه جورایی سرد بود، رفتیم تو کمین سوژه. دزدیدمش و بردیمش تو کشتی بمبک که پاتوقمون بود، تا به موقع حسابش رو برسیم. بقیهشو نمیگم تا داستان آقای فرهاد حسنزاده از سکه نیفته و ناشرش یه وقت شاکی نشه! ارادتمند: خلو(قهرمان اصلی داستان)
- تعداد صفحه
- ۲۷۶
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۱۱۶۴۷۴۶
- سال نشر
- ۱۳۸۸
نقل قولها و فعالیتها
کتاب جذابی بود، مخصوصا برای نوجوانها. آقای حسنزاده خیلی خوب خواننده رو میبره تو فضای جنگ یا انقلاب. هر چند که عاشقانه نبود و رو بخش عاشقانه اش مانور خاصی نداده بود، برخلاف کتابهای عاشقانهی دیگهشو - که باعث شده بود فکر کنم اصلا خوب عاشقانه نمینویسن- به نکات جالبی در عاشقی اشاره کرده بودن که برام بامزه بودن!
من خیلی دوستش داشتم خیلی جالب بود و در عین حال خیلی خنده دار اما فقط یه اشکال کوچیک داشت… اونم این بود که من به عنوان یکی خواننده ی کتاب نمیدونستم خلو و دوستاش چند سالشونه ؟! ؟! شاید هم نوشته بود و من دقت نکردم همین هم باعث شده بود که نتونم تخیلی از افراد توی داستان داشته باشم