پر قیچی (7 پرده از ماجرای پر قیچی گردن برنجی)

۳۵۶ صفحه
امتیاز نداده‌اید

ـ اونش با من جناب دواتگر. وقتی یه بابایی به اسم میرزا محمدرضای تاجر کازرونی درست تو سال کودتای ۱۲۹۹ تو شیراز یه سالون می‌زنه تو صحن خونه‌اش و یک دستگاه سیناتوگراف می‌آره میزاره اون پشت، فکر می‌کنین چه جوری می‌شه که دو روز بعد خلق‌الناس عینهو مور و ملخ می‌ریزن اونجا؟ اعلان. اعلان آقا. یه اعلان می‌زنیم پر می‌کنیم در و دیوار پایتخت را.

تعداد صفحه
۳۵۶
شابک
۹۷۸۹۶۴۲۲۴۰۶۳۰
سال نشر
۱۳۸۸
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.